عکس پروفایل ستون آزادس
۶.۷ هزار عضو

ستون آزاد

کانالی فرهنگی،مذهبی،انقلابی،همراه با مسابقات و چالشهای جذاب و پاکت هدیهundefinedundefinedundefined undefined
undefined️ارتباط با ما و هماهنگی تبلیغات @mahdy8900
اینجاحرفتوناشناس بگو: https://harfeto.timefriend.net/17184571774846
ستون آزاد
undefined ﷽ undefined خون دلی که لعل شد undefined فصل هشتم: قلعه سرخ undefined قسمت هفتاد و دوم: پادگان سلطنت‌آباد undefined از آسمان تا پشت دیوارهای پادگان پرواز از زاهدان به تهران به پایان رسیده بود؛ اما برای کسی که سال‌های جوانی‌اش را در مسیر مبارزه با حکومت پهلوی می‌گذراند، رسیدن به تهران به معنای پایان گرفتاری‌ها نبود. تهران، با همهٔ بزرگی و شلوغی‌اش، برای او مقصد یک سفر عادی نبود. مأموران ساواک او را به پایتخت منتقل کرده بودند و حالا مرحله‌ای دیگر از دوران بازداشتش پیش رو قرار داشت. در آن روزگار، بازداشت یک روحانی مبارز تنها به معنای دورشدن از خانه و خانواده نبود؛ یعنی قرارگرفتن در فضایی که مأموران امنیتی می‌کوشیدند با فشار و محدودیت، ارادهٔ زندانی را در هم بشکنند. هر انتقال، هر بازجویی و هر روزی که پشت دیوارهای مراکز نظامی و امنیتی می‌گذشت، می‌توانست آزمونی تازه باشد. عنوان این خاطره، «پادگان سلطنت‌آباد» است؛ نامی که ما را به یکی از ایستگاه‌های دوران بازداشت و مبارزه می‌برد. در آن سال‌ها، حکومت پهلوی از دستگاه‌های امنیتی و امکانات نظامی خود برای کنترل مخالفان سیاسی استفاده می‌کرد و مبارزان، روزهای دشواری را در بازداشتگاه‌ها و زندان‌ها می‌گذراندند. اما آنچه در چنین روزهایی اهمیت داشت، تنها تحمل سختی نبود؛ حفظ باورها در شرایطی بود که فشارها می‌توانست انسان را به عقب‌نشینی وادار کند. undefined ادامه دارد... undefined فردا: قسمت هفتاد و سوم «آن روز برفی» #خون_دلی_که_لعل_شد #فصل_هشتم #قسمت_هفتاد_و_دوم ┅═✧❁ستون آزادundefined️کانالی متفاوت❁✧═┅
thumbnail
﷽

undefined خون دلی که لعل شد
undefined فصل هشتم: قلعه سرخ

undefined قسمت هفتاد و سوم: آن روز برفی

undefined
برف می‌بارید؛ اما روزگار، سردتر از زمستان بود...

زمستان گاهی فقط با سرمای هوا و سفیدی برف شناخته نمی‌شود؛ گاهی سرمای روزگار، از سرمای زمستان سنگین‌تر است.

برای مبارزی که در دوران حکومت پهلوی، به‌خاطر فعالیت‌های سیاسی بازداشت شده بود، روزها با دلهره و انتظار می‌گذشت. دوری از خانواده، محدودیت آزادی و نامعلومی آینده، هر روز را به آزمونی تازه تبدیل می‌کرد.

در چنین روزهایی، حتی یک منظره ساده می‌توانست در ذهن انسان ماندگار شود؛ سفیدی برف، سکوت یک صبح زمستانی یا تصویری که در میان روزهای دشوار، برای همیشه در حافظه می‌ماند.

عنوان این بخش از خاطرات، «آن روز برفی» است؛ خاطره‌ای در ادامه روزهای بازداشت و حوادثی که نویسنده در فصل «قلعه سرخ» روایت می‌کند.

اما برای بازگویی درست این خاطره، نباید از روی عنوان آن درباره اتفاقات همان روز حدس بزنیم. آنچه این روز را در خاطرات نویسنده برجسته کرده، جزئیاتی است که باید در روایت حفظ شوند؛ نه اینکه با چند جمله کلی جایگزینشان کنیم.

undefined ادامه دارد...

undefined فردا: قسمت هفتاد و چهارم
«استوار زمانی»

#خون_دلی_که_لعل_شد
#فصل_هشتم
#قسمت_هفتاد_و_سوم

┅═✧❁ستون آزادundefined️کانالی متفاوت❁✧═┅
undefined۳

۲۵۴

۱۵:۳۶