بازارسال شده از مرجع کاردستی و نقاشی کودک
خانومی که بلده چطوری سِت کنه و چیو با چی بپوشه، 6-0 از بقیه خانوما جلوتره
پس بیا اینارو یاد بگیر خانومی

آموزش ترکیب رنگ و سِت کردن
مُد و تیپ های #فصلی و #مناسبتی
شناخت شلوارهای جین و پارچه ای
و کلی نکته #مد و #استایل که ازت یه مدلینگ میسازه
ble.ir/join/3kX2gpKQS9
ble.ir/join/3kX2gpKQS9
خودم خیلی چیزا یادگرفتم ازش
توهم بیا
آموزش ترکیب رنگ و سِت کردن
مُد و تیپ های #فصلی و #مناسبتی
شناخت شلوارهای جین و پارچه ای
و کلی نکته #مد و #استایل که ازت یه مدلینگ میسازه
ble.ir/join/3kX2gpKQS9
ble.ir/join/3kX2gpKQS9
خودم خیلی چیزا یادگرفتم ازش
۱
۱۳:۵۸
دیشب داشتم یه پادکست گوش میکردم بعد مجتبی شکوری خیلی قشنگ گفت:
"ممکنه سال ها از نردبانی بالا بریم که روی دیوار اشتباهی تکیه داده شده.."
بنظرم این جمله خیلی درسته! لحظه ی که بپذیریم شاید خیلی جاها برای آدم هایی که لیاقتشو نداشتن ارزش گذاشتیم، وقت گذاشتیم، عمرمون رو گذاشتیم اما درست نبودن یا صرفا آدم های اشتباهی بودن اما اگر همون ها در زندگی ما نبودن امروز این بینش و آگاهی و شخصیتِ بهتر و قوی تر امروز رو نداشتیم، خیلی راحت تر گذشته رو میپذیرفتیم و با خودمون و گذشته امون مهربون تر بودیم...
دلــنـوشـته هــای لــیـ
ـلی
"ممکنه سال ها از نردبانی بالا بریم که روی دیوار اشتباهی تکیه داده شده.."
بنظرم این جمله خیلی درسته! لحظه ی که بپذیریم شاید خیلی جاها برای آدم هایی که لیاقتشو نداشتن ارزش گذاشتیم، وقت گذاشتیم، عمرمون رو گذاشتیم اما درست نبودن یا صرفا آدم های اشتباهی بودن اما اگر همون ها در زندگی ما نبودن امروز این بینش و آگاهی و شخصیتِ بهتر و قوی تر امروز رو نداشتیم، خیلی راحت تر گذشته رو میپذیرفتیم و با خودمون و گذشته امون مهربون تر بودیم...
۱۳۲
۱۵:۱۵
#عاشقانه_ها
️🫀
و « دوستت میدارم » رازیست
که در میان حنجره ام ، دق میکند...!
تو را دوست دارم
بیشتر از نوشتن آخرین
سطر مشق های مدرسه
بیشتر از تقلب در امتحان
حتی بیشتر از بستنی قیفی های
قدیم و پفکهای طعم پنیر
تو را بیشتر از توپ های
پلاستیکی کوچه های خاکی...
این را که میدانی چقدر بود
بخدا تو را از خواب نرسیده
به صبح هم بیشتر دوست دارم
بیشتر از صبحهای جمعه،
عصرهای لواشک و آلوچه
تو را از زنگهای تفریح هم
بیشتر دوست دارم
بیشتر از خیلی بیشتر از زیاد
من تو را یک عالمه دوست دارم...!
دلــنـوشـته هــای لــیـ
ـلی
و « دوستت میدارم » رازیست
که در میان حنجره ام ، دق میکند...!
تو را دوست دارم
بیشتر از نوشتن آخرین
سطر مشق های مدرسه
بیشتر از تقلب در امتحان
حتی بیشتر از بستنی قیفی های
قدیم و پفکهای طعم پنیر
تو را بیشتر از توپ های
پلاستیکی کوچه های خاکی...
این را که میدانی چقدر بود
بخدا تو را از خواب نرسیده
به صبح هم بیشتر دوست دارم
بیشتر از صبحهای جمعه،
عصرهای لواشک و آلوچه
تو را از زنگهای تفریح هم
بیشتر دوست دارم
بیشتر از خیلی بیشتر از زیاد
من تو را یک عالمه دوست دارم...!
۱۳۲
۱۵:۱۵
بازارسال شده از نجات بیزنیس با پروشات
رئیس شرکت چند پروندهی قطور روی میزم گذاشت و ازم خواست بعد از ساعت اداری توی شرکت بمونم و به اونها رسیدگی کنم.
اما نمیدونستم اتفاقی که قراره همون روز بیفته، مسیر زندگیمو برای همیشه تغییر میده! من رعنام، دختر جوون و زیبایی که، توی ۲۳ سالگی، به خاطر یه انتخاب اشتباه، بیوه شد...
بعد از اون تجربهی تلخ، تصمیم گرفتم زندگیمو دوباره بسازم!
اما زندگی برای یه زن جوون و تنها، سختتر از چیزی بود که فکر میکردم. هر خواستگاری که برام میاومد، با فهمیدن گذشتهم پا پس میکشید و توی محل هم از نگاهها و مزاحمتها در امان نبودم.
تا اینکه یه اتفاق مسیر زندگیمو عوض کرد....
بیا اینجا ادامه سرگذشت رعنا رو بخون،تا شوکه بشی
ble.ir/join/BfZ3thHYUA
ble.ir/join/BfZ3thHYUA
#زخم_عشق
اما نمیدونستم اتفاقی که قراره همون روز بیفته، مسیر زندگیمو برای همیشه تغییر میده! من رعنام، دختر جوون و زیبایی که، توی ۲۳ سالگی، به خاطر یه انتخاب اشتباه، بیوه شد...
بعد از اون تجربهی تلخ، تصمیم گرفتم زندگیمو دوباره بسازم!
اما زندگی برای یه زن جوون و تنها، سختتر از چیزی بود که فکر میکردم. هر خواستگاری که برام میاومد، با فهمیدن گذشتهم پا پس میکشید و توی محل هم از نگاهها و مزاحمتها در امان نبودم.
تا اینکه یه اتفاق مسیر زندگیمو عوض کرد....
بیا اینجا ادامه سرگذشت رعنا رو بخون،تا شوکه بشی
ble.ir/join/BfZ3thHYUA
ble.ir/join/BfZ3thHYUA
#زخم_عشق
۴
۱۵:۱۹
بازارسال شده از مرجع کاردستی و نقاشی کودک
آدمها ذره ذره میرنجند
و ذره ذره کوتاهیها آزارشان میدهد!
ذره ذره باورشان فرو میریزد، اما؛
ناگهان ظرفِ تحملشان پُر میشود
و ناگهان سرریز میشوند
و ناگهان از همه چیز و همه کَس دست میکِشند
و ناگهان تغییر میکنند...!
دلــنـوشـته هــای لــیـ
ـلی
و ذره ذره کوتاهیها آزارشان میدهد!
ذره ذره باورشان فرو میریزد، اما؛
ناگهان ظرفِ تحملشان پُر میشود
و ناگهان سرریز میشوند
و ناگهان از همه چیز و همه کَس دست میکِشند
و ناگهان تغییر میکنند...!
۱۲۲
۱۶:۴۶
ما آدمها خوب بلدیم
بعد از شنیدن داستان زندگی دیگران
در دلمان بگوییم:
اگر من بودم هرگز این کار را نمیکردم
اما
بی برو برگرد روزی خواهد رسید
که آن «هرگز با اطمینان» ما را وسط همان داستان پرت میکند و مشغول
همان عمل نکوهش شده...
کاش میدانستیم قصههای زندگی تکراریاند،
فقط جای شخصیتها
عوض میشوند..
دلــنـوشـته هــای لــیـ
ـلی
بعد از شنیدن داستان زندگی دیگران
در دلمان بگوییم:
اگر من بودم هرگز این کار را نمیکردم
اما
بی برو برگرد روزی خواهد رسید
که آن «هرگز با اطمینان» ما را وسط همان داستان پرت میکند و مشغول
همان عمل نکوهش شده...
کاش میدانستیم قصههای زندگی تکراریاند،
فقط جای شخصیتها
عوض میشوند..
۱۲۳
۱۶:۴۶
بازارسال شده از مرجع کاردستی و نقاشی کودک
«فَرشینه؛ جانی تازه به خانه شما.»
«راحتی و استایل، در هر تار و پود.»
انواع فرش، روفرشی در بهشتِ فَرشینه
تحویل ۵ تا ۱۰ روز کاری
دارای اینماد پرداخت
سایتwww.farshinehparadise.ir لینک کانالhttps://ble.ir/beheshte_farshine لینک کاتالوگ هاhttps://zil.ink/catalogefarshine شماره تماس فائزی پور09191217150 آیدی ادمین@faezipour1
«راحتی و استایل، در هر تار و پود.»
انواع فرش، روفرشی در بهشتِ فَرشینه
تحویل ۵ تا ۱۰ روز کاری
سایتwww.farshinehparadise.ir لینک کانالhttps://ble.ir/beheshte_farshine لینک کاتالوگ هاhttps://zil.ink/catalogefarshine شماره تماس فائزی پور09191217150 آیدی ادمین@faezipour1
۲
۱۶:۴۹
"برای تویی که میخونی "
خدا چقدر برایِ خلق کردن این آدمها وقت صرف کرده؟! آدم هایی که وقتی حرف میزنند انگار با تمامِ وجود نوازشت میکنند.
میگویند سلام و سلامَشان دست میکشد
رویِ انگشتانت...
میگویند خوبی؟ و خوبی گفتنشان،
موهایت را نوازش میکند...
میگویند روزگار بر وفق مراد است؟!
و روزگار مگر میشود با زمزمه یِ آنها
بر وفق مراد نباشد؟!
میگویند دلم... تا دلم بر زبانَشان میآید،
تمامِ قشنگترین حسهایِ دنیا جمع میشوند
تویِ دلت، بالا و پایین میشوند و روحت
غَنج میرود برایِ کلامَشان...!
بماند که اگر این آدمها بگویند «دوستت دارم»، چه بر سرمان خواهد آمد!
دلــنـوشـته هــای لــیـ
ـلی
خدا چقدر برایِ خلق کردن این آدمها وقت صرف کرده؟! آدم هایی که وقتی حرف میزنند انگار با تمامِ وجود نوازشت میکنند.
میگویند سلام و سلامَشان دست میکشد
رویِ انگشتانت...
میگویند خوبی؟ و خوبی گفتنشان،
موهایت را نوازش میکند...
میگویند روزگار بر وفق مراد است؟!
و روزگار مگر میشود با زمزمه یِ آنها
بر وفق مراد نباشد؟!
میگویند دلم... تا دلم بر زبانَشان میآید،
تمامِ قشنگترین حسهایِ دنیا جمع میشوند
تویِ دلت، بالا و پایین میشوند و روحت
غَنج میرود برایِ کلامَشان...!
بماند که اگر این آدمها بگویند «دوستت دارم»، چه بر سرمان خواهد آمد!
۲۸
۱۷:۲۷
آدمها دو تکه دارند. یک تکه از آدمها دلت را بدست میآورد، تکه دیگرشان دلت را میشکند. یک تکه از آدمها لبخند به لبت میآورد، یک تکهشان اشکت را در میآورد. یک تکه از آدمها دست و دلباز است، تکه دیگرشان حساب همه چیز را دارد. یک تکه از آدمها دلگرمت میکند، یک تکهشان پشیمانت میکند. یک تکه از آدمها خاطره خوش میسازد، تکه دیگرشان ساختهها را ویران میکند.
آدمها را بخاطر تکه روشنشان دوست داریم، بخاطر تکه تاریکشان از آنها بیزار میشویم. گاهی بخاطر یک تکه، تکه دیگر را میپذیریم، گاهی قیدش را میزنیم...
دلــنـوشـته هــای لــیـ
ـلی
آدمها را بخاطر تکه روشنشان دوست داریم، بخاطر تکه تاریکشان از آنها بیزار میشویم. گاهی بخاطر یک تکه، تکه دیگر را میپذیریم، گاهی قیدش را میزنیم...
۲۳
۱۷:۲۸