لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل روزنوشت‌های یک خانم معلّم🇮🇷ر
۵.۴ هزار عضو

روزنوشت‌های یک خانم معلّم🇮🇷

یادداشت‌های یک معلّمِ دهه هفتادیِ جهان‌وطن، که زبان درس می‌دهد و نوشتن، رفیق روزهای شلوغ و شب‌های بلندش است.
خوش آمدیدundefined

co-founder of: planetow_ir
مشاهده در وب بله
۲ آبان
thumbnail
وقتی آشپزخانه‌ی مدرسه در تسخیر لبنانی‌ها باشه، بساط قهوه همیشه به راهه...زنگ‌ تفریح تو کلاس مونده بودم و دفتر بچه‌ها رو چک می‌کردم. یکی از معلما انقدر مهربونه که برام آورد سر کلاس...
#من_و_مدرسه
undefinedروزنوشت‌های یک خانم معلّم
undefined۶۴
undefined۱۵
undefined۱

۱.۷K

۹:۲۳

۳ آبان
thumbnail
اولین دوره #باشگاه_کتابخوانی تمام شد...
راستش را بخواهید، روزی که پیشنهاد یک دورهمیِ منظم و هدفمند را به ریحانه دادم، حس امروزم را پیش‌بینی نمی‌کردم!
در این سه سالی که به قم آمدم، برای تشکیل یک دایره دوستی مثبت و مفید خیلی تلاش کردم. تلاش‌هایی که هرچند موفق بود، ولی منظم و کارآمد نبود.روزها و ماه‌ها پشت سر هم می‌گذشتند و ما هم را نمی‌دیدیم؛ مگر با برنامه‌ریزی‌ از هفته‌ها قبل که تازه آن هم همیشه با غیبت چند نفر همراه بود.
در این بدوبدوهای روزگار آخرالزمانی، دلم می‌خواست بهانه‌ای پیدا کنم تا حداقل هفته‌ای یک‌بار، دور هم جمع شویم.هدفم ساده و مشخص بود؛ وصل کردن دوباره‌ی زنجیره‌ی دوستی‌ها و دیدار هفتگی منظم!اما چیزی که نصیبمان شد، خیلی بیشتر از یک دورهمی ساده بود!
ما در کنار هم کتاب خواندیم، دردها و تجربیات هم را شنیدیم و محرم راز هم شدیم.#تله_شادمانی به ما یاد داد ما، افکارمان نیستیم! فهمیدیم که قرار نیست کنترل‌کننده تک‌تک فکرهای توی سرمان باشیم.یاد گرفتیم چطور با تمرین‌های کتاب، افکار و احساساتمان را همان‌طور که هستند ببینیم و قبول کنیم، بدون اینکه اجازه بدهیم به زندگی و فعالیتهایمان لطمه‌ای بزنند.
امروز وقتی به چهره و حرف‌های بچه‌ها دقیق شدم، فهمیدم دنیای تک‌تکمان بعد از خواندن کتاب تغییر کرده.خوشحالم که این مسیر را شروع کردیم، مسیری که بدون میزبانی، پیگیری و راهبری ریحانه عزیزم ممکن نبود.undefined
امیدوارم #یکشنبه‌های_دوست‌داشتنی جرقه چنین دورهمی‌ای را در ذهن شما هم روشن کند.
undefinedروزنوشت‌های یک خانم معلّم
undefined۱۵۶
undefined۱۹
undefined۲
undefined۱

۶۴K

۲۰:۴۰

۴ آبان
thumbnail
اگه بهتون بگم بزرگترین کابوس پسرها توی کلاس چیه باورتون نمیشه!هم‌گروه شدن با دخترا یا نشستن کنارشون!یعنی حاضرن هربلایی سرشون بیاد ولی با دخترا حتی تو یه ردیف هم نباشن
البته که بقول حاج‌آقا پناهیان، چندسال دیگه وضعشون دیدن داره!
#من_و_مدرسه
undefinedروزنوشت‌های یک خانم معلّم
undefined۷۱
undefined۳
undefined۲

۱K

۱۵:۴۴

thumbnail
مدیرمون سفر بود. نبودش واقعاً به چشم میومد. امروز که بعد از یک هفته برگشت، حال و هوای مدرسه دوباره مثل قبل شد. باز هم همه معلم‌ها رو برای صبحانه دورهم جمع کرد. سر کلاس‌ها اومد تا ببینه چیزی کم و کسر نباشه. برامون سوغاتی هم آورده بود.
وقتی بین این مدرسه و یه مدرسه دیگه که اونجا هم بین‌المللیه مردد بودم، همین گرمی و صمیمیت محیط و توجه به جزییات باعث شد اینجا رو انتخاب کنم.
و این مدیر یه مجموعه است که میتونه این حس تعلق و صمیمیت بین همکارا رو بوجود بیاره!
#من_و_مدرسه
undefinedروزنوشت‌های یک خانم معلّم
undefined۵۳
undefined۱۴
undefined۲
undefined۱
undefined۱

۱K

۱۶:۰۴

thumbnail
اینو ببینین...اون یک نفر خودم بودمundefined🥹!
اگه بخواین یه جمله در این مورد بنویسین اون جمله چیه؟
undefined۲۶
undefined۱۸
undefined۳
undefined۱

۱K

۱۶:۵۵

بازارسال شده از جان و جهان | به‌ روایت مادران

پادکست جان و جهان_ آن‌سوی پنجره.mp3

۰۷:۱۶-۱۳.۳۳ مگابایت
undefined #پیشنهاد_ویژه_جان_و_جهان
#روایت_شنیدنی
#آن‌سوی_پنجره

نویسنده، گوینده، تنظیم و تدوین: #روزنوشت‌های_یک_خانم_معلّم
@kh_moalem

در جان و جهان هر بار یکی از مادران درباره چیزی سخن می‌گوید، از آفاق تا انفس...undefined
undefined بله | ایتا undefined

۱۰

۲۰:۳۲

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

۵ آبان
thumbnail
هر دفعه یه جور از راه‌آهن تا کلاس میام. یکبار مترو، یکبار تاکسی خطی، یکبار اسنپامروز قرعه به نام اتوبوس افتاد.با اینکه بیشتر طول کشید تا برسم، ولی حس و حالشو دوست داشتم. رد شدن از کوچه‌هایی که یه زمانی مسیر هرروزم بودن؛آفتاب ملایم سر صبح و هوای خنک که از پنجره‌ها به صورتم می‌خورد؛و یه حاج خانوم تبریزی خوشمزه که بغل دستم نشسته بود و با حرفاش روزمو ساخت. البته که هیچکی #حاج_خانمِ خودم نمیشه!موقع حساب‌کردن، وقتی از راننده آدرس پرسیدم گفت پیاده نشو و تا دم در کلاس رسوندم.دیگه از خدا چی بخوام برای شروع یه روز خوب؟
#سه‌شنبه‌های_دوست‌داشتنی
undefinedروزنوشت‌های یک خانم معلّم
undefined۶۱
undefined۲۵
🥹۱
undefined۱

۸۰۱

۵:۵۳

thumbnail
سر کلاس اینو وسط دفترم پیدا کردم🥹نمی‌دونم کی گذاشته ولی از دست خطش حدس می‌زنم از کلاس سومیا باشه.
#سه‌شنبه‌های_دوست‌داشتنی
undefinedروزنوشت‌های یک خانم معلّم
@kh_moalem
undefined۴۸
🥹۱۳
undefined۹
🫠۱

۷۴۰

۹:۱۵

thumbnail
کلام تلخ ولی صادقانه را بپذیر
بهانه است؟
چه بهتر!
بهانه را بپذیر...

فاضل نظری
@kh_moalem
undefined۳۷۵
undefined۱۷
undefined۷
undefined۳
undefined۲
undefined۱

۳۰.۵K

۱۷:۲۹