یه وقتایی حالِ دِلت
بعدِ یه عالمه سختی
اونقدر خوب میشه که از ذوقِ
اشک تو چشات حلقه میزنه...
من اون حالِ خوب رو
هزاران بار واست آرزو میکنم ....
♬☆مـــℛℴ𝓂𝒶𝓃ـــوزیــ𝓉𝒾𝓀ــک♬☆
بعدِ یه عالمه سختی
اونقدر خوب میشه که از ذوقِ
اشک تو چشات حلقه میزنه...
من اون حالِ خوب رو
هزاران بار واست آرزو میکنم ....
♬☆مـــℛℴ𝓂𝒶𝓃ـــوزیــ𝓉𝒾𝓀ــک♬☆
۱۷۳
۱۰:۴۶
مـــــℛℴ𝓂𝒶𝓃ــــوزیـــــ𝓉𝒾𝓀ــــک
یه وقتایی حالِ دِلت بعدِ یه عالمه سختی اونقدر خوب میشه که از ذوقِ اشک تو چشات حلقه میزنه... من اون حالِ خوب رو هزاران بار واست آرزو میکنم .... ♬☆مـــℛℴ𝓂𝒶𝓃ـــوزیــ𝓉𝒾𝓀ــک♬☆
دوستان عزیز لطفا این پست بالا رو #لایک و #پیشنهادبهمجله بزنید
سپاسگزارم
سپاسگزارم
۱۶۰
۱۰:۴۶
بازارسال شده از گسترده | تبلیغات برند🎖
تست بینایی 
شما در دایره آبی چه عددی میبینید؟
عدد 88
عدد 38
عدد 83
عدد 33
روی عدد موردنظرتون بزنید 
پاسخ این تست نشان میدهد سلامت #الزایمر. #بینایی و #عقلی شما چقدر هست
شما در دایره آبی چه عددی میبینید؟
پاسخ این تست نشان میدهد سلامت #الزایمر. #بینایی و #عقلی شما چقدر هست
۶
۱۴:۳۵
بازارسال شده از ❀ننه پــریـا|🦋|گل پســر❀
۱
۱۴:۳۵
بازارسال شده از نجات بیزنیس با پروشات
#سرگذشت_رعنا
#تاوان_سادگی
اسمم رعناست ازاستان همدان متولد۱۳۶۸هستم..
تویه خانواده ۸نفره بزرگ شدم که دوتاخواهردارم وسه تابرادر..من دخترباهوش وزرنگی بودم..وبخاطر قدبلند وهیکل درشتی که داشتم همه فکرمیکردن ازخواهرهای دیگه ام بزرگترهستم وازهمون سوم راهنمایی خواستگار زیاد داشتم..ولی توخانواده ما رسم نبود دختر کوچیکتر رو شوهر بدن ودخترهای بزرگتر بمونن وهروقت برای من خواستگارمیومد سیماوشیرین بدشون میومدمیگفتن تومقصری که ماخواستگارنداریم!!وسرهمین موضوع میونه خوبی بامن نداشتن..دوسالی گذشت ومن سال دوم دبیرستان بودم که خواهربزرگم سیماباپسرخاله ام ازدواج کرد..
اخرشب که میخواستن عروس روببرن من امدم توحیاط و منتظر وایساده بودم که متوجه نگاهای سنگین یه نفربه خودم شدم
وقتی برگشتم برق ازسرم پرید
🪴
#سرگذشت_غمگین_دختری_به_اسم_رعنا😞½
ble.ir/join/KdnJNTrLRL
ble.ir/join/KdnJNTrLRL
#تاوان_سادگی
اسمم رعناست ازاستان همدان متولد۱۳۶۸هستم..
تویه خانواده ۸نفره بزرگ شدم که دوتاخواهردارم وسه تابرادر..من دخترباهوش وزرنگی بودم..وبخاطر قدبلند وهیکل درشتی که داشتم همه فکرمیکردن ازخواهرهای دیگه ام بزرگترهستم وازهمون سوم راهنمایی خواستگار زیاد داشتم..ولی توخانواده ما رسم نبود دختر کوچیکتر رو شوهر بدن ودخترهای بزرگتر بمونن وهروقت برای من خواستگارمیومد سیماوشیرین بدشون میومدمیگفتن تومقصری که ماخواستگارنداریم!!وسرهمین موضوع میونه خوبی بامن نداشتن..دوسالی گذشت ومن سال دوم دبیرستان بودم که خواهربزرگم سیماباپسرخاله ام ازدواج کرد..
اخرشب که میخواستن عروس روببرن من امدم توحیاط و منتظر وایساده بودم که متوجه نگاهای سنگین یه نفربه خودم شدم
وقتی برگشتم برق ازسرم پرید
#سرگذشت_غمگین_دختری_به_اسم_رعنا😞½
ble.ir/join/KdnJNTrLRL
ble.ir/join/KdnJNTrLRL
۵
۱۶:۵۱
بازارسال شده از ❀ننه پــریـا|🦋|گل پســر❀
رعنا بخاطر سادگیش توی دامی افتاد که راه برگشتی نداره حتی تو این راه خواهرش و ازدست میده وتوسط خانواده به روستایی دورافتاده طرد میشه
#سرگذشتی بسیار هیجانی وواقعی

ble.ir/join/KdnJNTrLRL
ble.ir/join/KdnJNTrLRL
#سرگذشتی بسیار هیجانی وواقعی
ble.ir/join/KdnJNTrLRL
ble.ir/join/KdnJNTrLRL
۱
۱۶:۵۱
بازارسال شده از ❀ســــریـر|🕊|عاشــقــی❀
#خداوندا✨️
در انتهایِ شب
قلبِ مهربان همه را به تو می سپارم؛
الهی که با یادِ تو به آرامش برسند
و فارغ از رنج ها، طلوعِ صبح زیبای دیگری را
به نظاره بنشینند ...
#شبتون_بخیر🌙
•┈┈••✾•◈
ســریر عاشـقــــی
◈•✾••┈┈•
در انتهایِ شب
قلبِ مهربان همه را به تو می سپارم؛
الهی که با یادِ تو به آرامش برسند
و فارغ از رنج ها، طلوعِ صبح زیبای دیگری را
به نظاره بنشینند ...
#شبتون_بخیر🌙
•┈┈••✾•◈
۴
۱۷:۲۳
بازارسال شده از پیشنهاد ویژه
۱
۱۹:۴۷
بازارسال شده از حــقـــــایــــــfactـــــق
۱
۱۹:۴۷