#طنز_دندان_لق_را_باید_کَند
گلپسرِ قصهی ما با چنان آرامشی روی یونیت دراز کشیده بود که انگار نه روی صندلی دندانپزشکی، بلکه روی مبل راحتی خانه لم داده است. همه کارهای دندانش با موفقیت و در کمال صلح و صفا طی شد، تا اینکه نوبت به «عملیات نهایی» رسید.
پدرش که از دور شاهد ماجرا بود، با ایما و اشاره و لحنی که انگار دارد درباره یک مسأله حیاتیِ فلسفی حرف میزند، به من گفت: «خانم دکتر، این شازده یک دندانِ لقی در زندگیاش دارد که بالاخره باید آن را کند و انداخت دور! وگرنه تا ابد همینطور لنگدرهوا میماند...»
من هم که دیدم کنایهفهمِ ماجرا (یعنی خودِ بنده!) دقیقاً روبروی پدر نشسته، پیام را دریافت کردم. انبر را برداشتم و تا شازده بیاید به حرفهای عمیق پدرش فکر کند، با یک حرکتِ سهسوته و فنی، دندان لق را بیرون کشیدم!
شازده تا آمد دهانش را باز کند و آخ و اوخ راه بیندازد و دنیا را روی سرش خراب کند، دندان را جلوی چشمش گرفتم و با خنده گفتم:
«هیس! اعتراض نکن شازده... این دندان نبود که، "بلیتِ فرشته مهربون" بود که از رده خارج شده بود! پدرت میگفت لایقِ یک جایزه بزرگتری، حیف بود این دندانِ لق، مانع رسیدن به جوایز جدیدت بشه!»
شازده که بین «دردِ خیالی» و «جایزه واقعی» گیر کرده بود، ترجیح داد آخ و اوخش را قورت بدهد و به این فکر کند که چطور میتواند از این کنایهی پدر، یک باجِ حسابی برای خرید اسباببازی بگیرد!
نتیجه اخلاقی:گاهی برای کندن «دندانهای لقِ زندگی»، فقط به یک حرکت سریع و یک بهانه خوب نیاز داریم. ما در مطب، هم دندانهای لق را میکشیم، هم حواسِ شازدهها را به سمت جایزههای بزرگتر پرت میکنیم!


#دندان_لق #دکتر_فاطمه_شجاع_نوری #دندانپزشک_کودک #وداع_با_دندان #دندان_شیری
گلپسرِ قصهی ما با چنان آرامشی روی یونیت دراز کشیده بود که انگار نه روی صندلی دندانپزشکی، بلکه روی مبل راحتی خانه لم داده است. همه کارهای دندانش با موفقیت و در کمال صلح و صفا طی شد، تا اینکه نوبت به «عملیات نهایی» رسید.
پدرش که از دور شاهد ماجرا بود، با ایما و اشاره و لحنی که انگار دارد درباره یک مسأله حیاتیِ فلسفی حرف میزند، به من گفت: «خانم دکتر، این شازده یک دندانِ لقی در زندگیاش دارد که بالاخره باید آن را کند و انداخت دور! وگرنه تا ابد همینطور لنگدرهوا میماند...»
من هم که دیدم کنایهفهمِ ماجرا (یعنی خودِ بنده!) دقیقاً روبروی پدر نشسته، پیام را دریافت کردم. انبر را برداشتم و تا شازده بیاید به حرفهای عمیق پدرش فکر کند، با یک حرکتِ سهسوته و فنی، دندان لق را بیرون کشیدم!
شازده تا آمد دهانش را باز کند و آخ و اوخ راه بیندازد و دنیا را روی سرش خراب کند، دندان را جلوی چشمش گرفتم و با خنده گفتم:
«هیس! اعتراض نکن شازده... این دندان نبود که، "بلیتِ فرشته مهربون" بود که از رده خارج شده بود! پدرت میگفت لایقِ یک جایزه بزرگتری، حیف بود این دندانِ لق، مانع رسیدن به جوایز جدیدت بشه!»
شازده که بین «دردِ خیالی» و «جایزه واقعی» گیر کرده بود، ترجیح داد آخ و اوخش را قورت بدهد و به این فکر کند که چطور میتواند از این کنایهی پدر، یک باجِ حسابی برای خرید اسباببازی بگیرد!
#دندان_لق #دکتر_فاطمه_شجاع_نوری #دندانپزشک_کودک #وداع_با_دندان #دندان_شیری
۱.۸K
۱۶:۵۱
#دلنوشته_پزشکانه
هرگاه در پیچ و خمهای سختِ زندگی، دلتنگِ امیدی میشوم، به این حقیقت تکیه میدهم که «خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد». همین یک جمله، تمام دنیای مرا روشن میکند.
در میان تمام زیباییهای جهان، به نظرم یکی از پاکترین و قشنگترین آنها، لبخند کودکان است؛ همان خندههای بیریا و شفافی که انگار تکهای از بهشت را به زمین آوردهاند. بیشک، خودِ خدا هم عاشق خندهی بچههاست و در هر لبخند آنها، ردّی از مهربانی بیکران او را میتوان دید.
آنگاه است که میفهمم، هر اثر هنری که خلق میکنم و هر زیباییای که از انگشتانم جاری میشود، در واقع زمزمهای است از عشقِ او در قلب من. من فقط ابزاری هستم تا ذرهای از شکوهِ خالقِ زیباییها را در این جهان بازتاب دهم. هر خط، هر رنگ و هر اثر من، پیش از آنکه هنرِ من باشد، لطف و بخششی است از جانب او که هنرِ خلق را به من آموخت و چشمم را به دیدنِ زیباییها گشود.
#دکتر_فاطمه_شجاع_نوری #دلنوشته_پزشکانه #دندانپزشک_اطفال#خنده_کودکانه #خدای_زیبا
هرگاه در پیچ و خمهای سختِ زندگی، دلتنگِ امیدی میشوم، به این حقیقت تکیه میدهم که «خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد». همین یک جمله، تمام دنیای مرا روشن میکند.
در میان تمام زیباییهای جهان، به نظرم یکی از پاکترین و قشنگترین آنها، لبخند کودکان است؛ همان خندههای بیریا و شفافی که انگار تکهای از بهشت را به زمین آوردهاند. بیشک، خودِ خدا هم عاشق خندهی بچههاست و در هر لبخند آنها، ردّی از مهربانی بیکران او را میتوان دید.
آنگاه است که میفهمم، هر اثر هنری که خلق میکنم و هر زیباییای که از انگشتانم جاری میشود، در واقع زمزمهای است از عشقِ او در قلب من. من فقط ابزاری هستم تا ذرهای از شکوهِ خالقِ زیباییها را در این جهان بازتاب دهم. هر خط، هر رنگ و هر اثر من، پیش از آنکه هنرِ من باشد، لطف و بخششی است از جانب او که هنرِ خلق را به من آموخت و چشمم را به دیدنِ زیباییها گشود.
#دکتر_فاطمه_شجاع_نوری #دلنوشته_پزشکانه #دندانپزشک_اطفال#خنده_کودکانه #خدای_زیبا
۵۸.۶K
۱۶:۰۰
#طنز_دندانپزشکی
اعترافات یک دندانپزشک: چرا ما در عکسها شبیه «کارآگاه گجت» میافتیم؟
🦷
قبول دارید دندانپزشکی خودش به تنهایی شغل عجیبی است؟ یعنی کل روز دستت تا آرنج در «دهان مبارک» دیگران است و داری با ظرافتِ یک مینیاتوریست، روی یک دندان دو میلیمتری کار میکنی. بماند که آن مراجعهکننده طفل معصوم هم با دهان باز و عضلات منقبض، در عکسها شبیه شخصیتهای کارتونی کج و معوج میافتد (که خب فدای سرش، مهم سلامت دندانش است!).
اما سوال اصلی من از عکاس محترم این است: آخه چرا؟!

چرا دقیقاً در لحظهای شاتر را میزنی که:۱. دماغم از شدت تمرکز کج شده؟۲. چشمانم از فرط دقت روی کانال دندان، چپ افتاده؟۳. یا دستهایم با آن دستکشهای گنده، مثل شاخ گوزن بالای سر بیمار معلق مانده؟
باور کنید ما دندانپزشکها گناه داریم! شغل ما کلاً «بدعکس» است. اصلاً مگر میشود با ماسک و شیلد و عینک و آن آینه بغلهای مخصوص، شبیه مدلهای مجله فشن افتاد؟ ما در دنیای واقعی خیلی مهربانتر و خوشتیپتر از این عکسهای یهویی هستیم که در آن شبیه جراحان فضایی به نظر میرسیم!

خلاصه که در این عکسها به دماغ کج و چشم چپ ما نگاه نکنید؛ به آن لبخند قشنگی نگاه کنید که بعد از کار ما روی صورتتان مینشیند
لطفاً ما را «قشنگ» ببینید، نه آنطوری که عکاس مطب، از ما تصویر میسازد!
🩺
#طنز_دندانپزشکی #دندانپزشکی_اطفال #لبخند_کودکان #دندان_لق #قهرمان_کوچولو #مطب_شاد #دندانپزشکی_مهربان #دکتر_فاطمه_شجاع_نوری
#نن_دخدون
عضو شوید
@nan_dakhdoonble.ir/join/2BuSWHNabt
اعترافات یک دندانپزشک: چرا ما در عکسها شبیه «کارآگاه گجت» میافتیم؟
قبول دارید دندانپزشکی خودش به تنهایی شغل عجیبی است؟ یعنی کل روز دستت تا آرنج در «دهان مبارک» دیگران است و داری با ظرافتِ یک مینیاتوریست، روی یک دندان دو میلیمتری کار میکنی. بماند که آن مراجعهکننده طفل معصوم هم با دهان باز و عضلات منقبض، در عکسها شبیه شخصیتهای کارتونی کج و معوج میافتد (که خب فدای سرش، مهم سلامت دندانش است!).
اما سوال اصلی من از عکاس محترم این است: آخه چرا؟!
چرا دقیقاً در لحظهای شاتر را میزنی که:۱. دماغم از شدت تمرکز کج شده؟۲. چشمانم از فرط دقت روی کانال دندان، چپ افتاده؟۳. یا دستهایم با آن دستکشهای گنده، مثل شاخ گوزن بالای سر بیمار معلق مانده؟
باور کنید ما دندانپزشکها گناه داریم! شغل ما کلاً «بدعکس» است. اصلاً مگر میشود با ماسک و شیلد و عینک و آن آینه بغلهای مخصوص، شبیه مدلهای مجله فشن افتاد؟ ما در دنیای واقعی خیلی مهربانتر و خوشتیپتر از این عکسهای یهویی هستیم که در آن شبیه جراحان فضایی به نظر میرسیم!
خلاصه که در این عکسها به دماغ کج و چشم چپ ما نگاه نکنید؛ به آن لبخند قشنگی نگاه کنید که بعد از کار ما روی صورتتان مینشیند
لطفاً ما را «قشنگ» ببینید، نه آنطوری که عکاس مطب، از ما تصویر میسازد!
#طنز_دندانپزشکی #دندانپزشکی_اطفال #لبخند_کودکان #دندان_لق #قهرمان_کوچولو #مطب_شاد #دندانپزشکی_مهربان #دکتر_فاطمه_شجاع_نوری
#نن_دخدون
۱.۵K
۱۹:۰۶
بچهها دروغ نمیگویند؛ فقط کافی است کسی حرفشان را جدی بگیرد 🦷
من همیشه به احساس بچهها ایمان داشتهام. باور دارم وقتی یک بچهی پنجساله میگوید «دندونم درد میکنه»، این حرف از یک جای خیلی عمیق و صادقانه میآید؛ نه از روی اغراق، نه از روی بهانه. پس چرا باید نادیدهاش بگیریم؟
برای همین در مطب، هیچوقت مستقیم نمیروم سراغ معاینه. اول رو به خود بچه میکنم و میپرسم:
«ماجرا چیه؟ کدوم دندونتو میخوای به من نشون بدی؟»
و بعد... سکوت میکنم. زمان میدهم. عجلهای نیست. اجازه میدهم فکر کند، دستش را روی صورتش ببرد، لپش را فشار دهد، و خودش با انگشت کوچکش دقیقاً همان دندانی را نشان دهد که درد دارد.
و اینجاست که معجزه اتفاق میافتد. با زبان خودشان، با همان کلمات ساده و بامزه، آنقدر دقیق و درست جواب میدهند که آدم شگفتزده میماند. انگار نه انگار که با یک بچه طرفی؛ انگار با یک آدم بزرگ عاقل نشستهای که میداند دقیقاً کجایش درد میکند.
یکی از همین لحظهها هم دقیقاً همین چند روزگذشته، پیش آمد. بچه با آن اعتمادبهنفس کامل، بمن گفت که کرمای کدوم دندونش بیشتره!
دلم قنج میرود برای این لحظهها.
اگر کمی صبر کنیم و بچهها را جدی بگیریم، میبینیم که چقدر باهوشتر و آگاهتر از آنی هستند که فکر میکنیم. احترام گذاشتن به انتخاب و احساس یک بچه، فقط یک رفتار خوب نیست؛ به او یاد میدهد که صدایش شنیده میشود و نظرش ارزش دارد.
و به نظر من، این زیباترین هدیهای است که یک دندانپزشک میتواند به یک بچه بدهد؛ حتی زیباتر از یک لبخند سالم.
#دکتر_فاطمه_شجاع_نوری #دندانپزشک_اطفال #کودکان_صادق #کرم_دندان #اعتماد #دندان_شیری
من همیشه به احساس بچهها ایمان داشتهام. باور دارم وقتی یک بچهی پنجساله میگوید «دندونم درد میکنه»، این حرف از یک جای خیلی عمیق و صادقانه میآید؛ نه از روی اغراق، نه از روی بهانه. پس چرا باید نادیدهاش بگیریم؟
برای همین در مطب، هیچوقت مستقیم نمیروم سراغ معاینه. اول رو به خود بچه میکنم و میپرسم:
«ماجرا چیه؟ کدوم دندونتو میخوای به من نشون بدی؟»
و بعد... سکوت میکنم. زمان میدهم. عجلهای نیست. اجازه میدهم فکر کند، دستش را روی صورتش ببرد، لپش را فشار دهد، و خودش با انگشت کوچکش دقیقاً همان دندانی را نشان دهد که درد دارد.
و اینجاست که معجزه اتفاق میافتد. با زبان خودشان، با همان کلمات ساده و بامزه، آنقدر دقیق و درست جواب میدهند که آدم شگفتزده میماند. انگار نه انگار که با یک بچه طرفی؛ انگار با یک آدم بزرگ عاقل نشستهای که میداند دقیقاً کجایش درد میکند.
یکی از همین لحظهها هم دقیقاً همین چند روزگذشته، پیش آمد. بچه با آن اعتمادبهنفس کامل، بمن گفت که کرمای کدوم دندونش بیشتره!
دلم قنج میرود برای این لحظهها.
اگر کمی صبر کنیم و بچهها را جدی بگیریم، میبینیم که چقدر باهوشتر و آگاهتر از آنی هستند که فکر میکنیم. احترام گذاشتن به انتخاب و احساس یک بچه، فقط یک رفتار خوب نیست؛ به او یاد میدهد که صدایش شنیده میشود و نظرش ارزش دارد.
و به نظر من، این زیباترین هدیهای است که یک دندانپزشک میتواند به یک بچه بدهد؛ حتی زیباتر از یک لبخند سالم.
۴۱.۵K
۱۷:۰۵
#طنز_دندانپزشکی
من یه باگ ذهنی دارم که هرچی آپدیتش میکنم، پس نمیره: هر بیماری که با یه عکس رادیوگرافی میاد، ذهنم خودکار میگه «بهبه، عکس تازه اومده». تنظیمات کارخانه ای ذهنم اینطوریه
مامان محترم عکس رو میده به دستم و من فوراً میشم جیمز باند. عکس رو میگیرم جلوی نور، از راست، از چپ، نگاهش میکنم و تو دلم میگم آفرین، چه ردیف تمیزی، پوسیدگی خاصی نیست، بریم معاینه.
بعد دهن بچه رو باز میکنم و کل علمیات من فرو میریزه

پوسیدگی. روی همون دندونی که سه دقیقه پیش تو عکس مثل برق میدرخشید. عکس: سالمه. دهن: پوسیده. عکس، دهن، عکس، دهن
من شدم مثل کسی که همزمان دو تا سریال مختلف رو روی دو تا تلویزیون میبینه و اصرار داره یه داستان واحد در بیاد.
و دقیقاً همون لحظه، مامان با اون خونسردیِ افسانهای که فقط مادرها دارن، میگه: «آها، راستی! این عکس مال دو سال و نیم پیشه.»
اونوخ من 🥶🫠
عزیزان، عکس دندون، عکس یادگاری عروسی اقوام و آشنایان نیست که بذارید لای آلبوم، دو سال بعد بیارید مرور خاطرات! رادیوگرافی تاریخ انقضا داره، مثل خوراکیها. اگه قدیمیه، همون اول بگید «دکتر، این قدیمیه»! نذارید من این ژیمناستیک ذهنی رو بین عکس و دهن بچه انجام بدم و آخرش مثل بستنی روی کابینت آب شم.

با تشکر از همه مامانهای عزیز
#دکتر_فاطمه_شجاع_نوری #دندانپزشک_اطفال #رادیولوژی #او_پی_جی #عکس_دندان #لبخند_کودکان #دندان_لق #قهرمان_کوچولو #مطب_شاد #دندانپزشکی_مهربان
#نن_دخدون
عضو شوید
@nan_dakhdoonble.ir/join/2BuSWHNabt
من یه باگ ذهنی دارم که هرچی آپدیتش میکنم، پس نمیره: هر بیماری که با یه عکس رادیوگرافی میاد، ذهنم خودکار میگه «بهبه، عکس تازه اومده». تنظیمات کارخانه ای ذهنم اینطوریه
مامان محترم عکس رو میده به دستم و من فوراً میشم جیمز باند. عکس رو میگیرم جلوی نور، از راست، از چپ، نگاهش میکنم و تو دلم میگم آفرین، چه ردیف تمیزی، پوسیدگی خاصی نیست، بریم معاینه.
بعد دهن بچه رو باز میکنم و کل علمیات من فرو میریزه
پوسیدگی. روی همون دندونی که سه دقیقه پیش تو عکس مثل برق میدرخشید. عکس: سالمه. دهن: پوسیده. عکس، دهن، عکس، دهن
و دقیقاً همون لحظه، مامان با اون خونسردیِ افسانهای که فقط مادرها دارن، میگه: «آها، راستی! این عکس مال دو سال و نیم پیشه.»
اونوخ من 🥶🫠
عزیزان، عکس دندون، عکس یادگاری عروسی اقوام و آشنایان نیست که بذارید لای آلبوم، دو سال بعد بیارید مرور خاطرات! رادیوگرافی تاریخ انقضا داره، مثل خوراکیها. اگه قدیمیه، همون اول بگید «دکتر، این قدیمیه»! نذارید من این ژیمناستیک ذهنی رو بین عکس و دهن بچه انجام بدم و آخرش مثل بستنی روی کابینت آب شم.
با تشکر از همه مامانهای عزیز
#دکتر_فاطمه_شجاع_نوری #دندانپزشک_اطفال #رادیولوژی #او_پی_جی #عکس_دندان #لبخند_کودکان #دندان_لق #قهرمان_کوچولو #مطب_شاد #دندانپزشکی_مهربان
#نن_دخدون
۹۹۵
۱۵:۴۲
#باهم_آشنا_بشیم#من_دکتر_فاطمه_شجاع_نوری
🦷
سلام، من دکتر فاطمه شجاع نوری هستم؛ دندانپزشک کودکان.و اینجا، همان جایی است که همه چیز از یک لبخند کوچک شروع شد. 
مسیر من از سال ۱۳۸۵ آغاز شد؛ اما از سال ۱۳۹۳، با تمرکز ویژه بر دنیای شیرین و حساس کودکان، رنگ و بوی متفاوتی به خود گرفت.همیشه باور دارم که من دندانپزشکی کودکان را انتخاب نکردم؛ این کودکان بودند که مرا بهعنوان همراه و درمانگر خود برگزیدند.
در طول این سالها، یک باور قلبی چراغ راهم بوده است:
«اگر میخواهی دندان کودکی را درست کنی، باید او تو را دوست داشته باشد؛ و تا زمانی که عاشق کودکان نباشی، هرگز نمیتوانی جایگاهی در قلب آنها پیدا کنی.»
در این راه، تمام تلاشم را کردهام که درمان فقط به ترمیم دندانها محدود نباشد.
️ با گذراندن دورههای تخصصی روانشناسی کودک (STDBM) و تمرکز بر تقویت خودباوری فرزندانتان، کوشیدهام مطب را به فضایی امن و سرشار از آرامش تبدیل کنم؛ تا جایی که در بسیاری از موارد، نیاز به بیهوشی برای درمان دندانهای کودکان از بین رفته است.*🧸
علاوه بر درمان، همیشه دنبال راهی بودم تا ترس و اضطراب کودکان را پیش از ورود به مطب کم کنم؛به همین دلیل، مجموعه پنججلدی «علی و دندانپزشکی» را سرودهام تا کودکان در فضای داستان و شعر، با دندانپزشکی آشنا و دوست شوند.
🦷 از اینکه در کنار من هستید خوشحالم؛ اینجا با هم، لبخندِ بچهها را میسازیم.

#بیوگرافی #دکتر_فاطمه_شجاع_نوری#عاشق_دنیای_کودکان #دندانپزشک_کودک #دندانپزشکی_با_آرامش
🦷
🦷 از اینکه در کنار من هستید خوشحالم؛ اینجا با هم، لبخندِ بچهها را میسازیم.
#بیوگرافی #دکتر_فاطمه_شجاع_نوری#عاشق_دنیای_کودکان #دندانپزشک_کودک #دندانپزشکی_با_آرامش
۹۴۹
۱۵:۰۲
وقتی انقدر موقر و خانم تشریف میارید مطب؛ من چطوری قربون صدقه تون نرم؟وقتی انقدر معصوم هستید چطوری با وضو نباشم وقتی میخوام دندوناتونو درست کنم؟من خیلی خوشبختم که خدا مسیر زندگی شما فرشته ها رو با من؛ بهم گره زده
#دندانپزشکی_اطفال #لبخند_کودکان #دندان_لق #قهرمان_کوچولو #مطب_شاد #دندانپزشکی_مهربان #فرشته_ها #دکتر_فاطمه_شجاع_نوری
#نن_دخدون
عضو شوید
@nan_dakhdoonble.ir/join/2BuSWHNabt
#دندانپزشکی_اطفال #لبخند_کودکان #دندان_لق #قهرمان_کوچولو #مطب_شاد #دندانپزشکی_مهربان #فرشته_ها #دکتر_فاطمه_شجاع_نوری
#نن_دخدون
۹۰۸
۱۶:۲۴
هر جا مادر باشد، امنیت آنجاست 🤍
مادرها یک جور خاص «امنیت» را با خودشان حمل میکنند. لازم نیست کاری کنند؛ فقط باید باشند. همین که هستند، دنیا برای بچههایشان جای آرامتری میشود.
از همان لحظهای که وجودِ کوچکِ یک بچه در بدن مادر شکل میگیرد، مادر انگار رنگِ دیگری به خودش میگیرد. تبدیل میشود به یک فرشتهٔ حامی؛ فرشتهای که بیدار میماند تا بچهاش بخوابد، دلش را میسوزاند تا بچهاش آرام باشد و دستش را محکم میگیرد تا بچهاش نترسد.
نگاه کنید به این تصویر؛ دستی که در اوجِ استرس و ناآرامی، با تمام مهربانی دستِ فرزند را گرفته. این همان معجزهٔ مادر بودن است: اینکه در دلِ سختی، تو بمانی و بگویی «من هستم، نترس».
مادر، یعنی امنترین جای دنیا؛ یعنی همان آغوشی که هر چقدر بزرگ شویم، باز هم کوچکمان میکند و دلمان را آرام.
خداوند این فرشتهها را برای ما نگه دارد.
🤍
#دندانپزشکی_اطفال #لبخند_کودکان #دندان_لق #قهرمان_کوچولو #مطب_شاد #دندانپزشکی_مهربان #دکتر_فاطمه_شجاع_نوری#نن_دخدون
عضو شوید
@nan_dakhdoonble.ir/join/2BuSWHNabt
مادرها یک جور خاص «امنیت» را با خودشان حمل میکنند. لازم نیست کاری کنند؛ فقط باید باشند. همین که هستند، دنیا برای بچههایشان جای آرامتری میشود.
از همان لحظهای که وجودِ کوچکِ یک بچه در بدن مادر شکل میگیرد، مادر انگار رنگِ دیگری به خودش میگیرد. تبدیل میشود به یک فرشتهٔ حامی؛ فرشتهای که بیدار میماند تا بچهاش بخوابد، دلش را میسوزاند تا بچهاش آرام باشد و دستش را محکم میگیرد تا بچهاش نترسد.
نگاه کنید به این تصویر؛ دستی که در اوجِ استرس و ناآرامی، با تمام مهربانی دستِ فرزند را گرفته. این همان معجزهٔ مادر بودن است: اینکه در دلِ سختی، تو بمانی و بگویی «من هستم، نترس».
مادر، یعنی امنترین جای دنیا؛ یعنی همان آغوشی که هر چقدر بزرگ شویم، باز هم کوچکمان میکند و دلمان را آرام.
خداوند این فرشتهها را برای ما نگه دارد.
#دندانپزشکی_اطفال #لبخند_کودکان #دندان_لق #قهرمان_کوچولو #مطب_شاد #دندانپزشکی_مهربان #دکتر_فاطمه_شجاع_نوری#نن_دخدون
۵۱۳
۱۱:۴۵
روز پرستار مبارک 
پرستاری، تنها یک شغل نیست؛ یک مهربانیِ بهتنکرده است. 🤍و چه زیباست وقتی این مهربانی، در لبخند و همراهیِ کسانی دیده میشود که هر روز کنارِ ما هستند.
روز پرستار، بهانهای است برای قدردانی از شما؛ دستیاران عزیزی که با صبر و دقتتان، لحظههای نگرانی بیماران را به آرامش تبدیل میکنید.
سرکار خانم زهرا زرگنده
سرکار خانم صدیقه خدر
سرکار خانم عاطفه ماهری
سرکار خانم افسانه محمدی
سرکار خانم ملیحه قهرمانزاده
شما با لبخندتان جلسههای درمان را سبکتر میکنید و با صبوریتان، اعتماد میسازید.
نقش مکمل در دندانپزشکی بسیار کلیدی و مهم است؛ ستونهای آرام و استوارِ هر درمان موفق. بیشک بدون همراهی شما، ارائهٔ درمانی آرام و اصولی ممکن نبود.
از شما عزیزان، صمیمانه تشکر و قدردانی میکنم. روزتان مبارک، همراهان مهربان درمان.
#روز_پرستار_مبارک #دندانپزشکی_اطفال #لبخند_کودکان #دندان_لق #قهرمان_کوچولو #مطب_شاد #دندانپزشکی_مهربان #دکتر_فاطمه_شجاع_نوری
#نن_دخدون
عضو شوید
@nan_dakhdoonble.ir/join/2BuSWHNabt
پرستاری، تنها یک شغل نیست؛ یک مهربانیِ بهتنکرده است. 🤍و چه زیباست وقتی این مهربانی، در لبخند و همراهیِ کسانی دیده میشود که هر روز کنارِ ما هستند.
روز پرستار، بهانهای است برای قدردانی از شما؛ دستیاران عزیزی که با صبر و دقتتان، لحظههای نگرانی بیماران را به آرامش تبدیل میکنید.
شما با لبخندتان جلسههای درمان را سبکتر میکنید و با صبوریتان، اعتماد میسازید.
نقش مکمل در دندانپزشکی بسیار کلیدی و مهم است؛ ستونهای آرام و استوارِ هر درمان موفق. بیشک بدون همراهی شما، ارائهٔ درمانی آرام و اصولی ممکن نبود.
از شما عزیزان، صمیمانه تشکر و قدردانی میکنم. روزتان مبارک، همراهان مهربان درمان.
#روز_پرستار_مبارک #دندانپزشکی_اطفال #لبخند_کودکان #دندان_لق #قهرمان_کوچولو #مطب_شاد #دندانپزشکی_مهربان #دکتر_فاطمه_شجاع_نوری
#نن_دخدون
۲۷۱
۱۲:۰۳
هرچند، نامِ نیک، فراوان شنیدهایمنامی، به باشکوهیِ زینب، ندیدهایم
ارث از دلِ شجاع تو بردهست، یا علی!نامش گره به نام تو خوردهست، یا علی!
پیوندِ عقل روشن و بیداری دل استشاگردیِ تو کرده، که استادِ کامل است
قانونِ عقل و عشقِ جهان را به هم زندوقتی عقیلةالعرب از عشق دم زند
#دندانپزشکی_اطفال #لبخند_کودکان #دندان_لق #قهرمان_کوچولو #مطب_شاد #دندانپزشکی_مهربان #دکتر_فاطمه_شجاع_نوری
#نن_دخدون
عضو شوید
@nan_dakhdoonble.ir/join/2BuSWHNabt
ارث از دلِ شجاع تو بردهست، یا علی!نامش گره به نام تو خوردهست، یا علی!
پیوندِ عقل روشن و بیداری دل استشاگردیِ تو کرده، که استادِ کامل است
قانونِ عقل و عشقِ جهان را به هم زندوقتی عقیلةالعرب از عشق دم زند
#دندانپزشکی_اطفال #لبخند_کودکان #دندان_لق #قهرمان_کوچولو #مطب_شاد #دندانپزشکی_مهربان #دکتر_فاطمه_شجاع_نوری
#نن_دخدون
۲۱۵
۱۸:۰۸