بازارسال شده از کاوه تجویدی
ترجمه فارسی از نامه سرگشاده شلی اشتاینبرگ (Shelly Steinberg)خطاب به یوهان وادهفول، Johann Wadephul،وزیر امور خارجه آلمان، منتشرشده در رسانههای آلمانیزبان در مه ۲۰۲۶.
مترجم: کاوه تجویدی kaveh_tajvidi@
درباره نویسنده:شلی اشتاینبرگ فعال آلمانی-یهودی اهل مونیخ است. او در گروه گفتوگوی یهودی–فلسطینی فعالیت میکند. او، همانند مادرش Judith Bernstein، صدایی بلند برای فرهنگ یادبودِ مسئولانهای است که امروز چشم خود را بر وقایع نمیبندد. این نامه سرگشاده را پس از آن نوشت که اوایل ماه مه، یوهان واده فول در برلین از وزیر خارجه اسرائیل، گیدون سعار ،Gideon Sa'ar استقبال کرد.
جناب آقای دکتر وادهفول،
چندین دهه است که من ــ یک زن یهودی متولد اسرائیل با تابعیت آلمان که در آلمان بزرگ شده و زندگی میکند ــ موضع آلمان در قبال اسرائیل و فلسطین را دنبال میکنم. و اگر بخواهم با همان واژگان کلیشهای و تنها «انتقادی» سیاستمداران آلمانی سخن بگویم: «من نگرانم.»نه، من شوکه و دچار آسیب روحی شدهام.
پدربزرگ و مادربزرگم در سال ۱۹۳۵ مجبور شدند ازآلمان فرار کنند؛ بخش عمدهای از باقی خانواده موفق به فرار نشدند و در آوشویتز(Auschwitz) و دیگر اردوگاههای مرگ Concentration Camp کشته شدند. پدربزرگ و مادربزرگم برایم تعریف میکردند که آلمانیهای آن زمان را چگونه میدیدند: بدونهمدلی، بیاحساس، خشن و تقریباً غیرانسانی. من همیشه میتوانستم این را در سطح نظری درک کنم. اما سیاست امروز آلمان باعث شده که آن را در عمل نیز کاملاً درک کنم.
با اینکه من بهعنوان یک زن یهودی با چنین پیشینه خانوادگیای در آلمان بزرگ شدم، هرگز نگاه محکومکننده یا منفی نسبت به آلمانیها نداشتم. اما این موضوع در سالهای اخیر تغییر کرده است ــ به لطف سیاستهای شما. امروز میتوانم احساسات پدربزرگ و مادربزرگم را عمیقاً درک کنم؛ زیرا هرآنچه آنان برایم تعریف کرده بودند، اکنون بهصورت زنده میبینم: بیتفاوتی، فقدان حس عدالت، و با وجود انبوه شواهد مربوط به نسلکشی و انواع نقض حقوق بشر، همچنان سرسختانه و لجوجانه به «حقبهجانب بودن» خود معتقد هستند.
امروز آشکار شده که هرگز مواجهه و بازنگری واقعی نسبت به تاریخ خودتان صورت نگرفته است ــ آلمان بار دیگر در کنار یک نسلکشی ایستاده و فعالانه در آن شریک میشود. یک زخم و آسیب روحی که پیشتر در من وجود نداشت، اکنون فعال شده است. من ــ و اساساً تمام جهان ــ هولوکاست را به آلمان بخشیده بودیم؛ و شما با این اعتماد چه میکنید؟ شما به آن خیانت میکنید، و نیز به مسئولیتی که باید از دل هولوکاست برمیخاست.
شما و همکاران سیاسیتان میخواهید چنین القا کنید که موضع نسلکُشانهتان دقیقاً ناشی از همان مسئولیت تاریخی است؛ اما حقیقت دقیقاً برعکس است. وفاداری شما به دولتی فاشیستی، نژادپرست و نسلکُش، و بیتفاوتیتان نسبت به سرنوشت فلسطینیها، لبنانیها، سوریها، ایرانیها و دیگران، نه از «مسئولیت تاریخی ناشی از هولوکاست»، بلکه دقیقاً از ادامه همان تاریخ سرچشمه میگیرد.
شما زیر پوشش مسئولیت در قبال یهودیان، از بزرگترین جنایات بشری حمایت میکنید ــ و این رفتاری موذیانه و در بالاترین حد، یهودستیزانه است.
اگر حتی توان تشخیص حق از ناحق را ندارید، دستکم از یهودیان بهعنوان سپر دفاعی سوءاستفاده نکنید.
جهان هرگز این نسلکشی را به آلمان نخواهد بخشید. این، از جمله، میراث شخصی شماست. شما وارد تاریخ خواهید شد ــ اما نه آنگونه که آرزو دارید. سیاستهای شما موجب میشود اعتباری که آلمان پس از جنگ جهانی دوم و هولوکاست طی دههها دوباره به دست آورده بود، نابود شود. آلمان در حال تبدیل شدن به کشوری مطرود است که بار دیگر در سمت اشتباه تاریخ ایستاده است.
به این ترتیب، شما در برابر مردم آلمان نیز مقصر هستید. شما سوگند خوردهاید که هرگونه آسیب را از ملت آلمان دور نگه دارید؛ اما اکنون آلمان بار دیگر بهدلیل «همدستی در نسلکشی» در برابر دیوان بینالمللی دادگستری(International Court of Justice)قرار گرفته است. شما به مردم خود نیز خیانت میکنید. اگر فلسطینیها و دیگر مردمانی که از اسرائیل آسیب میبینند برایتان اهمیتی ندارند، دستکم نسبت به ملت آلمان وفادار باشید.
شما و همکارانتان هر روز قانون اساسی آلمان را نقض میکنید؛ قانونی که دقیقاً برای جلوگیری از چنین رفتارهایی از سوی حاکمان سیاسی، پس از آن تجربه تاریخی، به این شکل تدوین شد ــ برای حفاظت از شهروندان در برابر تعرضات خودسرانه قدرت سیاسی. اما امروز، شهروندان بهخاطر موضع انتقادی و درستشان نسبت به اسرائیل، از سوی شما و دیگر سیاستمداران، مجرم جلوه داده میشوند، بدنام میشوند و تحت فشار قرار میگیرند.
این است میراث شما، جناب دکتر وادهفول: آسیبزدن به آلمان در داخل و خارج.ادامه متن


@kaveh_tajvidi
مترجم: کاوه تجویدی kaveh_tajvidi@
درباره نویسنده:شلی اشتاینبرگ فعال آلمانی-یهودی اهل مونیخ است. او در گروه گفتوگوی یهودی–فلسطینی فعالیت میکند. او، همانند مادرش Judith Bernstein، صدایی بلند برای فرهنگ یادبودِ مسئولانهای است که امروز چشم خود را بر وقایع نمیبندد. این نامه سرگشاده را پس از آن نوشت که اوایل ماه مه، یوهان واده فول در برلین از وزیر خارجه اسرائیل، گیدون سعار ،Gideon Sa'ar استقبال کرد.
جناب آقای دکتر وادهفول،
چندین دهه است که من ــ یک زن یهودی متولد اسرائیل با تابعیت آلمان که در آلمان بزرگ شده و زندگی میکند ــ موضع آلمان در قبال اسرائیل و فلسطین را دنبال میکنم. و اگر بخواهم با همان واژگان کلیشهای و تنها «انتقادی» سیاستمداران آلمانی سخن بگویم: «من نگرانم.»نه، من شوکه و دچار آسیب روحی شدهام.
پدربزرگ و مادربزرگم در سال ۱۹۳۵ مجبور شدند ازآلمان فرار کنند؛ بخش عمدهای از باقی خانواده موفق به فرار نشدند و در آوشویتز(Auschwitz) و دیگر اردوگاههای مرگ Concentration Camp کشته شدند. پدربزرگ و مادربزرگم برایم تعریف میکردند که آلمانیهای آن زمان را چگونه میدیدند: بدونهمدلی، بیاحساس، خشن و تقریباً غیرانسانی. من همیشه میتوانستم این را در سطح نظری درک کنم. اما سیاست امروز آلمان باعث شده که آن را در عمل نیز کاملاً درک کنم.
با اینکه من بهعنوان یک زن یهودی با چنین پیشینه خانوادگیای در آلمان بزرگ شدم، هرگز نگاه محکومکننده یا منفی نسبت به آلمانیها نداشتم. اما این موضوع در سالهای اخیر تغییر کرده است ــ به لطف سیاستهای شما. امروز میتوانم احساسات پدربزرگ و مادربزرگم را عمیقاً درک کنم؛ زیرا هرآنچه آنان برایم تعریف کرده بودند، اکنون بهصورت زنده میبینم: بیتفاوتی، فقدان حس عدالت، و با وجود انبوه شواهد مربوط به نسلکشی و انواع نقض حقوق بشر، همچنان سرسختانه و لجوجانه به «حقبهجانب بودن» خود معتقد هستند.
امروز آشکار شده که هرگز مواجهه و بازنگری واقعی نسبت به تاریخ خودتان صورت نگرفته است ــ آلمان بار دیگر در کنار یک نسلکشی ایستاده و فعالانه در آن شریک میشود. یک زخم و آسیب روحی که پیشتر در من وجود نداشت، اکنون فعال شده است. من ــ و اساساً تمام جهان ــ هولوکاست را به آلمان بخشیده بودیم؛ و شما با این اعتماد چه میکنید؟ شما به آن خیانت میکنید، و نیز به مسئولیتی که باید از دل هولوکاست برمیخاست.
شما و همکاران سیاسیتان میخواهید چنین القا کنید که موضع نسلکُشانهتان دقیقاً ناشی از همان مسئولیت تاریخی است؛ اما حقیقت دقیقاً برعکس است. وفاداری شما به دولتی فاشیستی، نژادپرست و نسلکُش، و بیتفاوتیتان نسبت به سرنوشت فلسطینیها، لبنانیها، سوریها، ایرانیها و دیگران، نه از «مسئولیت تاریخی ناشی از هولوکاست»، بلکه دقیقاً از ادامه همان تاریخ سرچشمه میگیرد.
شما زیر پوشش مسئولیت در قبال یهودیان، از بزرگترین جنایات بشری حمایت میکنید ــ و این رفتاری موذیانه و در بالاترین حد، یهودستیزانه است.
اگر حتی توان تشخیص حق از ناحق را ندارید، دستکم از یهودیان بهعنوان سپر دفاعی سوءاستفاده نکنید.
جهان هرگز این نسلکشی را به آلمان نخواهد بخشید. این، از جمله، میراث شخصی شماست. شما وارد تاریخ خواهید شد ــ اما نه آنگونه که آرزو دارید. سیاستهای شما موجب میشود اعتباری که آلمان پس از جنگ جهانی دوم و هولوکاست طی دههها دوباره به دست آورده بود، نابود شود. آلمان در حال تبدیل شدن به کشوری مطرود است که بار دیگر در سمت اشتباه تاریخ ایستاده است.
به این ترتیب، شما در برابر مردم آلمان نیز مقصر هستید. شما سوگند خوردهاید که هرگونه آسیب را از ملت آلمان دور نگه دارید؛ اما اکنون آلمان بار دیگر بهدلیل «همدستی در نسلکشی» در برابر دیوان بینالمللی دادگستری(International Court of Justice)قرار گرفته است. شما به مردم خود نیز خیانت میکنید. اگر فلسطینیها و دیگر مردمانی که از اسرائیل آسیب میبینند برایتان اهمیتی ندارند، دستکم نسبت به ملت آلمان وفادار باشید.
شما و همکارانتان هر روز قانون اساسی آلمان را نقض میکنید؛ قانونی که دقیقاً برای جلوگیری از چنین رفتارهایی از سوی حاکمان سیاسی، پس از آن تجربه تاریخی، به این شکل تدوین شد ــ برای حفاظت از شهروندان در برابر تعرضات خودسرانه قدرت سیاسی. اما امروز، شهروندان بهخاطر موضع انتقادی و درستشان نسبت به اسرائیل، از سوی شما و دیگر سیاستمداران، مجرم جلوه داده میشوند، بدنام میشوند و تحت فشار قرار میگیرند.
این است میراث شما، جناب دکتر وادهفول: آسیبزدن به آلمان در داخل و خارج.ادامه متن
@kaveh_tajvidi
۱
۸:۴۴
بازارسال شده از کاوه تجویدی
پدربزرگ و مادربزرگم که مجبور شدند به فلسطین فرار کنند، اگر میدانستند آلمان امروز چگونه با تاریخ خود برخورد میکند و چه سیاست ناعادلانهای در پیش گرفته، در گور خود میلرزیدند.
وفاداری کورکورانه شما به اسرائیل، برای همه ما هزینه سنگینی خواهد داشت. با این حال، این هیچ است در برابر بهایی که فلسطینیها برای سیاستها و شکست اخلاقی شما میپردازند. امیدوارم بدانید چه تعداد جان انسانی بر عهده شماست.
@kaveh_tajvidi
وفاداری کورکورانه شما به اسرائیل، برای همه ما هزینه سنگینی خواهد داشت. با این حال، این هیچ است در برابر بهایی که فلسطینیها برای سیاستها و شکست اخلاقی شما میپردازند. امیدوارم بدانید چه تعداد جان انسانی بر عهده شماست.
@kaveh_tajvidi
۱
۸:۴۴
نوشته مخاطبان
س.ف.م
نقدی به یادداشت علیرضا اسکندرینژاد
از دیدگاه انقلابی، که رهبر شهید به طرق مختلفی بارها آن را تبیین نمودند، مهمترین ارزشها عبارتاند از: وحدت ملی، جذب حداکثری، عدالت، نقد درونی سازنده، و اولویت دشمنشناسی بیرونی بر دشمنتراشی درونی. لذا یادداشت مورد بحث، از این زاویه دچار سه آفت اساسی است: ابتدا، تبدیل نقد به تخاصم هویتی؛ انقلاب اسلامی همواره بر «امت واحده» و پرهیز از دوگانهسازی «ما/آنها» تأکید داشته است. نویسنده با تقسیم جامعه به دو قطب اصیل و غیراصیل (کمتر اصیل)، عملاً بر این اصل انقلاب پرده میکشد. امروز ممکن است یک دختر جوان بیحجاب از سر ناامیدی، رفتاری غیراصیل داشته باشد، اما همین فرد فردا با هدایت و محبت، از اصیلترین مدافعان کیان ایران شود.
آفت دوم اما فراموشی نقد از درون به عنوان وظیفهای انقلابی است؛ انقلابیِ واقعی کسی است که پیش از نقد دشمن بیرونی، نقد درون خود را جدی بگیرد. نویسنده از منتقد اصلی (دکتر عبدالکریمی) میخواهد که به جای نقد گروه همفکر خود، به نقد طرف مقابل بپردازد. این یعنی پاک کردن صورت مسئله. سیره انقلابی (از امیرالمؤمنین علیهالسلام تا امام خمینی و رهبر شهید) همواره بر این بوده که یاران را به نرمی و مهربانی با مخالفان سفارش میکردند، نه اینکه از مخالفان بخواهند خود را تغییر دهند. توقع تغییر از دیگری پیش از تغییر خود، روح انقلابیگری را میمیراند.
آفت سوم تحریف مفهوم ایثار است. انقلاب هرگز فداکاری را به ابزاری برای امتیازگیری اخلاقی تبدیل نکرده است. شهیدان برای رضای خدا و آسایش مردم رفتند، نه برای اینکه بعداً بگوییم «ما بیشتر هزینه دادیم، پس شما حق نقد ندارید». نویسنده با تبدیل ایثار به سرمایه سیاسی برای کم کردن صدای مخالف، تعریف ناصوابی را از این مفهوم ارزشمند ارائه میدهد. از منظر انقلابی، هرگونه فداکاری فقط بار مسئولیت را سنگین میکند، نه بار امتیاز را. پس کسی که بیشتر هزینه داده، باید شنواتر باشد، نه طلبکارتر.
در شرایط کنونی کشور، هیچ گروهی نمیتواند انحصار فداکاری یا حقیقت را در دست بگیرد. راه برونرفت از وضعیت موجود، نه در محاسبه دقیقتر رنجهاست و نه در اصرار بر تغییر طرف مقابل. راه حل منصفانه، پذیرش این واقعیت است که همه گروههای جامعه، هرکدام با سابقه متفاوتی از فداکاری و آسیبپذیری، اکنون در یک کشتی نشستهاند و نجات تنها با تغییر قاعده بازی از «حق با کیست» به «چگونه با هم به پیش برویم» ممکن میشود.
@otaqejangmedia
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
برای ارسال نوشتههای خود با @ravieiran در ارتباط باشید.
نقدی به یادداشت علیرضا اسکندرینژاد
از دیدگاه انقلابی، که رهبر شهید به طرق مختلفی بارها آن را تبیین نمودند، مهمترین ارزشها عبارتاند از: وحدت ملی، جذب حداکثری، عدالت، نقد درونی سازنده، و اولویت دشمنشناسی بیرونی بر دشمنتراشی درونی. لذا یادداشت مورد بحث، از این زاویه دچار سه آفت اساسی است: ابتدا، تبدیل نقد به تخاصم هویتی؛ انقلاب اسلامی همواره بر «امت واحده» و پرهیز از دوگانهسازی «ما/آنها» تأکید داشته است. نویسنده با تقسیم جامعه به دو قطب اصیل و غیراصیل (کمتر اصیل)، عملاً بر این اصل انقلاب پرده میکشد. امروز ممکن است یک دختر جوان بیحجاب از سر ناامیدی، رفتاری غیراصیل داشته باشد، اما همین فرد فردا با هدایت و محبت، از اصیلترین مدافعان کیان ایران شود.
آفت دوم اما فراموشی نقد از درون به عنوان وظیفهای انقلابی است؛ انقلابیِ واقعی کسی است که پیش از نقد دشمن بیرونی، نقد درون خود را جدی بگیرد. نویسنده از منتقد اصلی (دکتر عبدالکریمی) میخواهد که به جای نقد گروه همفکر خود، به نقد طرف مقابل بپردازد. این یعنی پاک کردن صورت مسئله. سیره انقلابی (از امیرالمؤمنین علیهالسلام تا امام خمینی و رهبر شهید) همواره بر این بوده که یاران را به نرمی و مهربانی با مخالفان سفارش میکردند، نه اینکه از مخالفان بخواهند خود را تغییر دهند. توقع تغییر از دیگری پیش از تغییر خود، روح انقلابیگری را میمیراند.
آفت سوم تحریف مفهوم ایثار است. انقلاب هرگز فداکاری را به ابزاری برای امتیازگیری اخلاقی تبدیل نکرده است. شهیدان برای رضای خدا و آسایش مردم رفتند، نه برای اینکه بعداً بگوییم «ما بیشتر هزینه دادیم، پس شما حق نقد ندارید». نویسنده با تبدیل ایثار به سرمایه سیاسی برای کم کردن صدای مخالف، تعریف ناصوابی را از این مفهوم ارزشمند ارائه میدهد. از منظر انقلابی، هرگونه فداکاری فقط بار مسئولیت را سنگین میکند، نه بار امتیاز را. پس کسی که بیشتر هزینه داده، باید شنواتر باشد، نه طلبکارتر.
در شرایط کنونی کشور، هیچ گروهی نمیتواند انحصار فداکاری یا حقیقت را در دست بگیرد. راه برونرفت از وضعیت موجود، نه در محاسبه دقیقتر رنجهاست و نه در اصرار بر تغییر طرف مقابل. راه حل منصفانه، پذیرش این واقعیت است که همه گروههای جامعه، هرکدام با سابقه متفاوتی از فداکاری و آسیبپذیری، اکنون در یک کشتی نشستهاند و نجات تنها با تغییر قاعده بازی از «حق با کیست» به «چگونه با هم به پیش برویم» ممکن میشود.
@otaqejangmedia
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
برای ارسال نوشتههای خود با @ravieiran در ارتباط باشید.
۱.۶K
۱۳:۰۰
دیاسپوراقسمت دهم با فرشید جلیلیان از ایتالیا
در این قسمت از برنامه « دیاسپورا»، میزبان فرشید جلیلیان، مربی رشد فردی و پادکستر ساکن اروپا هستیم.گفتوگویی عمیق و متفاوت که به واکاوی مفهوم «مسئولیت ملی» در تلاطم بحرانهای معاصر میپردازد؛ جایی که مرز میان عافیتطلبی شخصی و ایستادن در جبهه میهن، به باریکی یک مو میرسد.
در این برنامه، از تحول فکری مهاجران تا نقش رسانه و اقتصاد در بقای ملی را به بحث گذاشتهایم.
محورهای کلیدی این گفتوگو:
این گفتوگو، تلاشی است برای دیدن جهان با «لنز واید»؛ جایی که خون و بحران را میبینیم، اما قاتل، عقبه قدرت و پازل بزرگتر را هم رصد میکنیم. دعوتی برای کشف عظمت کوههای ایران در تلاطم دریای جهان.
@otaqejangmedia
مشاهده کامل برنامه در یوتیوب:https://youtu.be/lbYlgS575q4?si=Oqq5QzWOqs3waPL7
۷۸۳
۱۴:۳۸
دیاسپوراقسمت نهم
عاطفه از برلین:«به افراد برچسب نزنیم.»
برای تماشای گفتوگوهای بیشتر، کانال «اتاق جنگ» را دنبال کنید:
@otaqejangmedia
مشاهده کامل قسمت نهم دیاسپورا با عاطفه، در یوتیوب اتاق جنگ
برای حمایت از تولیدات اتاق جنگ، گزینه ارسال برای مجله
را انتخاب کنید
عاطفه از برلین:«به افراد برچسب نزنیم.»
برای تماشای گفتوگوهای بیشتر، کانال «اتاق جنگ» را دنبال کنید:
@otaqejangmedia
مشاهده کامل قسمت نهم دیاسپورا با عاطفه، در یوتیوب اتاق جنگ
۹۵۴
۱۸:۵۸
«تحریره قسمت ۲ - مهساها»
گفتوگوی زنده با شما
برای شرکت در دومین قسمت تحریریه با عنوان «مهساها» به ما ملحق شوید.
️ مکان برگزاری جلسه: پلتفرم «بله»
️زمان برگزاری جلسه: «امروز، جمعه ۸ خرداد، ساعت ۱۸ به وقت ایران»
جهت شرکت در برنامه لطفا با @OtaqeJang_Admin تماس بگیرید.
@otaqejangmedia
گفتوگوی زنده با شما
برای شرکت در دومین قسمت تحریریه با عنوان «مهساها» به ما ملحق شوید.
۱.۸K
۸:۱۸
بازارسال شده از بیژن عبدالکریمی
مجموعه آثار رضا داوری اردکانی | جلد نخست: فلسفۀ اسلامی ۱ (فارابی) |
مجموعه آثار رضا داوری اردکانی | جلد دوم: فلسفۀ اسلامی ۲ (تأملاتی دربارۀ تأسیس فلسفۀ اسلامی و تاریخ آن) |
مجموعه آثار رضا داوری اردکانی | جلد سوم: فلسفۀ اسلامی ۳ (فلسفۀ تطبیقی، ملاحظاتی در باب فلسفۀ اسلامی و علم کلام) |
نقد فرهنگ توسعه نیافتگی (جلد اول): علم، فلسفه و عقلانیت
نقد فرهنگ توسعه نیافتگی (جلد دوم): علم، سیاست و تاریخ
نقد فرهنگ توسعه نیافتگی (جلد سوم): پژوهش علمی و سیاست علم
علوم انسانی و برنامه ریزی توسعه
گاه خرد
نقد تجدد و درد توسعه نیافتگی
اکنون و آینده ما
دربارۀ ناسیونالیسم، ملت و ملیت
گسست تاریخی و شرق شناسی
نقد فرهنگ توسعه نیافتگی (دوره سه جلدی)
ما و راه دشوار تجدد؛ به ضمیمۀ رساله در باب سنت و تجدد
بلای بی تاریخی و جهان بی آینده
@bijanabdolkarimi
۱۳
۱۹:۳۲
نوشته مخاطبان
عرفان.ا
جمهوری اسلامی اسم یک شخص خاص نیست
به عقیده من بزرگترین اشتباهی که چه موافقان و چه مخالفان حکومت میکنند، این است که بیش از حد حکومت را یکپارچه میبینند.نه سپاه، نه ارتش، نه قالیباف، نه اژهای، نه لاریجانی و نه حتی خامنهای هیچکدام حکومت نیستند. بلکه حکومت یک سیستم حکمرانیِ تشکیل شده از تکتک این اجزاست که هرکدام تا حد بسیار زیادی مستقل از هم عمل میکنند.اگر قسمتی از حکومت بد عمل کرده نباید به پای کل حکومت نوشت و همینطور اگر قسمتی هم خوب کار کرده نباید به آن بهانه سایر کاستیها را نادیده گرفت.به عنوان مثال امروزه پر واضح است که نیروهای مسلح ما فوقالعاده عمل کردهاند؛ وقتی بزرگترین و قویترین ارتشهای دنیا به آنها حمله کردند و آنها توانستند اینگونه جلویشان بایستند و جانانه دفاع کنند، و حتی وقتی فرماندهان ارشد کشته شدند ساختار مجموعه به قدری قوی طراحی شده که خط آتش ما همزمان در بیش از ۷ کشور و نقطه عملیات انجام میدهد؛ یعنی اینکه این نهاد وظیفهاش را به نحو احسن انجام داده است.
حال آنکه در سوی دیگری از این حکومت، بانک مرکزی و وزارت اقتصاد ما به شدت نامطلوب کار کردهاند و این امر نیز دیگر بر همگان مبرهن شده است.این دو ساختار را هرکدام باید در جایگاه خود تحلیل کرد، بدون اینکه به جمهوری اسلامی تعمیمش داد.جمهوری اسلامی را فقط در یک چیز میتوان نقد و تحلیل کرد و آن قانون اساسیاش است؛ اگر نقدی وارد است و اگر تمجیدی نیز هست از قانون اساسی باید باشد. بقیه قضاوتها باید صرفاً ذیل اشخاص و نهادها تعریف شود.
مثال دیگر اتفاقات دیماه است. اگر بخواهیم با همان پارادایم یکپارچه دیدن حکومت به تحلیل بپردازیم، به همان دو کلانروایت غالب برمیخوریم؛ یا باید بگوییم تروریستها آمدند اغتشاش به پا کردند و یا باید بگوییم حکومت معترضان خود را کشت. و تا ابد در دعوای بین این دوقطبی باقی بمانیم.و چه کسی نهایتا واقعا راست میگوید؟ شاید هر دو!
وقتی بتوانیم عینک حکومت یکپارچه را برداریم، میتوانیم بهتر و دقیقتر مسئله را تحلیل کنیم.به طوری که نقش تکبهتک نهادها را مستقل از هم و نه یکپارچه بررسی میکنیم.
در دیماه نهادهای وزارت اقتصاد، بانک مرکزی، سازمان برنامه و بودجه و بهطور کلی تیم اقتصادی دولت کاملاً مقصر هستند که یک اصلاح اقتصادی بزرگ را بدون اقناع افکار عمومی انجام دادند و نتوانستند شوکهای وارد به بازار را کنترل کنند. به عبارتی در وظایف خود قصور داشتند.دوم که بسیار هم مهمتر از اولی میباشد این است که مجلس، وزارت کشور، شوراهای تأمین استانها و سایر نهادهای مربوطه، فضایی را برای اعتراضات مسالمتآمیز مردم آماده نکردند.سالهای سال است که مدنیترین اعتراضات کشور، سرکوب و در نطفه خفه شدند. و هرکس تجربه کوچکترین اعتراضی را در جامعه ما داشته باشد میداند حتی اگر اعتراضها بدون هیچگونه سلاح و خشونتی نیز انجام میگرفت سعی در بگیر و ببند و مسکوت کردن آنها بود. شاید اگر در تمام این سالها محیط مطلوبی برای ابراز اعتراضات و مطالبات مردم، مطابق چیزی که اتفاقاً در قانون اساسی ما هم هست، ایجاد میشد؛ هیچوقت حوادث دیماه به وجود نمیآمد.
سوم نیروی انتظامی: برای اینکه بتوانیم متوجه شویم نیروی انتظامی دچار قصور در وظایف شده است یا خیر باید ابتدا وظیفهاش را یادآور شویم. وظیفه نیروی انتظامی چیست؟تأمین نظم و امنیت جامعه! و حال آنکه سایر نهادها وظیفهشان را درست انجام دادند یا نه، پلیس نباید وظیفه خود را فراموش کند.خب مسئله این است که وقتی با چنین التهاباتی در جامعه مواجه میشویم، بدون اینکه مجلس و سایر نهادها فضایی را مهیا کرده باشند؛ تکلیف پلیس و نهادهای امنیتی چیست؟پاسخ این است که هیچ! در حقیقت با خلأ قانونی به وجود آمده پلیس این کشور را نیز قربانی کردیم. وقتی آشوب به پا شود و گرد و خاک صحنه بلند شود دیگر نمیتوان خیلی چیزها را کنترل کرد. و نیروی امنیتی باید یا انتخاب میکرد به هر طریقی که شده نظم را دوباره برگرداند و یا کنار میایستاد تا هرنوع آتش زدن و تخریب و مخاطرهای اتفاق بیفتد و این یعنی اینکه در هر صورت بازنده است.
در این نقطه، من نه مردمی را مقصر میدانم که کوره خشم و ناراحتی هستند و نه نیروی انتظامی را که در پی فرونشاندن اوضاع است.مقصر در اینجا فقط و فقط نهادهایی هستند که پیش از این اتفاق، زمینه اعتراضات مسالمتآمیز مردم را آماده نکردند و اتفاقاً اگر کسی آب به آسیاب دشمنان و گروهکهای تجزیهطلب ریخته همان نهادها و آدمهای داخلش هستند.و اگر کسی هم قرار است براندازی شود، همان افراد هستند؛ زیرا خودشان هستند که همین قانون اساسی جمهوری اسلامی که حق را به اعتراض و مطالبه میدهد، درست اجرا نکردند.
@otaqejangmedia
برای ارسال نوشتههای خود با @ravieiran در ارتباط باشید
جمهوری اسلامی اسم یک شخص خاص نیست
به عقیده من بزرگترین اشتباهی که چه موافقان و چه مخالفان حکومت میکنند، این است که بیش از حد حکومت را یکپارچه میبینند.نه سپاه، نه ارتش، نه قالیباف، نه اژهای، نه لاریجانی و نه حتی خامنهای هیچکدام حکومت نیستند. بلکه حکومت یک سیستم حکمرانیِ تشکیل شده از تکتک این اجزاست که هرکدام تا حد بسیار زیادی مستقل از هم عمل میکنند.اگر قسمتی از حکومت بد عمل کرده نباید به پای کل حکومت نوشت و همینطور اگر قسمتی هم خوب کار کرده نباید به آن بهانه سایر کاستیها را نادیده گرفت.به عنوان مثال امروزه پر واضح است که نیروهای مسلح ما فوقالعاده عمل کردهاند؛ وقتی بزرگترین و قویترین ارتشهای دنیا به آنها حمله کردند و آنها توانستند اینگونه جلویشان بایستند و جانانه دفاع کنند، و حتی وقتی فرماندهان ارشد کشته شدند ساختار مجموعه به قدری قوی طراحی شده که خط آتش ما همزمان در بیش از ۷ کشور و نقطه عملیات انجام میدهد؛ یعنی اینکه این نهاد وظیفهاش را به نحو احسن انجام داده است.
حال آنکه در سوی دیگری از این حکومت، بانک مرکزی و وزارت اقتصاد ما به شدت نامطلوب کار کردهاند و این امر نیز دیگر بر همگان مبرهن شده است.این دو ساختار را هرکدام باید در جایگاه خود تحلیل کرد، بدون اینکه به جمهوری اسلامی تعمیمش داد.جمهوری اسلامی را فقط در یک چیز میتوان نقد و تحلیل کرد و آن قانون اساسیاش است؛ اگر نقدی وارد است و اگر تمجیدی نیز هست از قانون اساسی باید باشد. بقیه قضاوتها باید صرفاً ذیل اشخاص و نهادها تعریف شود.
مثال دیگر اتفاقات دیماه است. اگر بخواهیم با همان پارادایم یکپارچه دیدن حکومت به تحلیل بپردازیم، به همان دو کلانروایت غالب برمیخوریم؛ یا باید بگوییم تروریستها آمدند اغتشاش به پا کردند و یا باید بگوییم حکومت معترضان خود را کشت. و تا ابد در دعوای بین این دوقطبی باقی بمانیم.و چه کسی نهایتا واقعا راست میگوید؟ شاید هر دو!
وقتی بتوانیم عینک حکومت یکپارچه را برداریم، میتوانیم بهتر و دقیقتر مسئله را تحلیل کنیم.به طوری که نقش تکبهتک نهادها را مستقل از هم و نه یکپارچه بررسی میکنیم.
در دیماه نهادهای وزارت اقتصاد، بانک مرکزی، سازمان برنامه و بودجه و بهطور کلی تیم اقتصادی دولت کاملاً مقصر هستند که یک اصلاح اقتصادی بزرگ را بدون اقناع افکار عمومی انجام دادند و نتوانستند شوکهای وارد به بازار را کنترل کنند. به عبارتی در وظایف خود قصور داشتند.دوم که بسیار هم مهمتر از اولی میباشد این است که مجلس، وزارت کشور، شوراهای تأمین استانها و سایر نهادهای مربوطه، فضایی را برای اعتراضات مسالمتآمیز مردم آماده نکردند.سالهای سال است که مدنیترین اعتراضات کشور، سرکوب و در نطفه خفه شدند. و هرکس تجربه کوچکترین اعتراضی را در جامعه ما داشته باشد میداند حتی اگر اعتراضها بدون هیچگونه سلاح و خشونتی نیز انجام میگرفت سعی در بگیر و ببند و مسکوت کردن آنها بود. شاید اگر در تمام این سالها محیط مطلوبی برای ابراز اعتراضات و مطالبات مردم، مطابق چیزی که اتفاقاً در قانون اساسی ما هم هست، ایجاد میشد؛ هیچوقت حوادث دیماه به وجود نمیآمد.
سوم نیروی انتظامی: برای اینکه بتوانیم متوجه شویم نیروی انتظامی دچار قصور در وظایف شده است یا خیر باید ابتدا وظیفهاش را یادآور شویم. وظیفه نیروی انتظامی چیست؟تأمین نظم و امنیت جامعه! و حال آنکه سایر نهادها وظیفهشان را درست انجام دادند یا نه، پلیس نباید وظیفه خود را فراموش کند.خب مسئله این است که وقتی با چنین التهاباتی در جامعه مواجه میشویم، بدون اینکه مجلس و سایر نهادها فضایی را مهیا کرده باشند؛ تکلیف پلیس و نهادهای امنیتی چیست؟پاسخ این است که هیچ! در حقیقت با خلأ قانونی به وجود آمده پلیس این کشور را نیز قربانی کردیم. وقتی آشوب به پا شود و گرد و خاک صحنه بلند شود دیگر نمیتوان خیلی چیزها را کنترل کرد. و نیروی امنیتی باید یا انتخاب میکرد به هر طریقی که شده نظم را دوباره برگرداند و یا کنار میایستاد تا هرنوع آتش زدن و تخریب و مخاطرهای اتفاق بیفتد و این یعنی اینکه در هر صورت بازنده است.
در این نقطه، من نه مردمی را مقصر میدانم که کوره خشم و ناراحتی هستند و نه نیروی انتظامی را که در پی فرونشاندن اوضاع است.مقصر در اینجا فقط و فقط نهادهایی هستند که پیش از این اتفاق، زمینه اعتراضات مسالمتآمیز مردم را آماده نکردند و اتفاقاً اگر کسی آب به آسیاب دشمنان و گروهکهای تجزیهطلب ریخته همان نهادها و آدمهای داخلش هستند.و اگر کسی هم قرار است براندازی شود، همان افراد هستند؛ زیرا خودشان هستند که همین قانون اساسی جمهوری اسلامی که حق را به اعتراض و مطالبه میدهد، درست اجرا نکردند.
@otaqejangmedia
برای ارسال نوشتههای خود با @ravieiran در ارتباط باشید
۹۸۰
۱۷:۵۴
اتاق جنگ با حمید شهرابی
در این قسمت از پادکست اتاق جنگ، میزبان حمید شهرابی، محقق حوزه آمریکای لاتین هستیم که سالهاست فرآیند مقاومت را در حیاط خلوت آمریکا از نزدیک رصد کرده است.
این گفتوگو، کالبدشکافی بیپرده نقاط ضعف و قوت جبهههای مقاومت در جهان و مقایسه عریان وضعیت ایران با کشورهای آمریکای لاتین است.
در این اپیزود جنجالی به چه مواردی پرداختهایم؟
@otaqejangmedia
مشاهده برنامه در یوتیوب اتاق جنگ
۶۱۸
۲۰:۰۴
گفتوگو با بیژن عبدالکریمی
با تسلیم شدن به صلح نخواهیم رسید
برای تماشای گفتوگوهای بیشتر، کانال «اتاق جنگ» را دنبال کنید:
@otaqejangmedia
مشاهده کامل گفتوگو با بیژن عبدالکریمی در آپارات اتاق جنگ
برای حمایت از تولیدات اتاق جنگ، گزینه ارسال برای مجله
را انتخاب کنید
با تسلیم شدن به صلح نخواهیم رسید
برای تماشای گفتوگوهای بیشتر، کانال «اتاق جنگ» را دنبال کنید:
@otaqejangmedia
مشاهده کامل گفتوگو با بیژن عبدالکریمی در آپارات اتاق جنگ
۹۷.۳K
۱۱:۰۹