#قرار_هشتم#خط_خون
۶۸۱
۱۰:۵۲
#روایت_مهمانان
مرکز رشد؛ از ایده تا نهاد
آقای دکتر پرویز امینی | عضو هیئت علمی دانشگاه شاهد
«آنچه در این نمایشگاه دیدم، امید و کار جمعی بود؛ ایدههایی که هرکدام ظرفیت تحقق دارند و افقشان روشن است؛ مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع) امروز از مرحله ایده گذشته و به یک نهاد اجتماعی مستقر، با ساختار و برند ویژه خود، تبدیل شده است؛ تا جایی که میتواند موضوع یک پژوهش اجتماعی باشد: چگونه میتوان یک نهاد اجتماعی را در دامنهای از کارکردها استوار کرد و استمرار بخشید؟»
#قرار_هشتم#خط_خون




#مرکز_رشد_دانشگاه_امام_صادق (ع)
بله | ایتا | تلگرام | اینستاگرام
Rushd.ir
@rushdisu
#قرار_هشتم#خط_خون
۶۶۱
۱۱:۲۵
مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع)
رونمایی از شماره جدید نشریه مدیریت جهادی
با حضور: حجتالاسلام والمسلمین قنبریان
جمعه ۱ آبان ماه ۱۴۰۵ | ساعت ۲۱:۳۰
میدان انقلاب اسلامی
به همراه فروش حضوری با تخفیف ویژه رونمایی
تهیه نسخه فیزیکی از درگاه رشدا #قرار_هشتم #خط_خون #نشست_تبیینی 



#مرکز_رشد_دانشگاه_امام_صادق (ع)
بله | ایتا | تلگرام | اینستاگرام
Rushd.ir
@rushdisu
#پیام_موقت
توجه
محل برگزاری رونمایی میدانی نشریه مدیریت جهادی، امشب ساعت ۲۱:۳۰ در میدان انقلاب اسلامی می باشد.
محل برگزاری رونمایی میدانی نشریه مدیریت جهادی، امشب ساعت ۲۱:۳۰ در میدان انقلاب اسلامی می باشد.
۶۲۲
۱۲:۲۸
#روایت_مهمانان
علوم انسانی نباید از قطار حل مسئله عقب بماند
آقای دکتر حسین سیمایی صراف | وزیر علوم، تحقیقات و فناوری
«علوم انسانی زیربنای همه بخشهای علمی و اجرایی کشور است، اما تا وقتی ایده به محصول و تصمیم تبدیل نشود، تأثیر آن دیده نمیشود. علوم انسانی سالها از موج تجاریسازی ایدهها عقب مانده بود، اما مرکز رشد ثابت کرد ایده علوم انسانی هم میتواند به محصول و حل مسئله برسد.»
#قرار_هشتم#خط_خون




#مرکز_رشد_دانشگاه_امام_صادق (ع)
بله | ایتا | تلگرام | اینستاگرام
Rushd.ir
@rushdisu
#قرار_هشتم#خط_خون
۶۸۸
۱۲:۴۳
مسافران مشهد وقتی از زیارت امام رضا (ع) برمیگردند، معمولاً سوغاتی با خود میآورند؛ گاهی شیشهای عطر مشهدی و گاهی عطر حریمی که در جان و لباسشان نشسته است. عطر حریم رضوی را با خود میآورند تا سهمی از آن حالوهوا را با دیگران قسمت کنند.
قرار هشتم هم عطر حریم رضوی دارد؛ اما این بار ماجرا فرق میکند. این بار، زائر همیشگی مشهدالرضا میزبان قرار است؛ شهید دکتر مصباحالهدی باقری، آقامصباح.
در قرارهای پیشین، او بود که میان غرفهها قدم میزد، با رفقا گپوگفت میکرد، پای حرفها مینشست و ارائهی نوآوری بچهها به مهمانان ویژه را با سبک خاص خود بر عهده میگرفت. حالا هم انگار همانجاست؛ همانقدر نزدیک، همانقدر آشنا. فقط جای ایستادنش عوض شده است. این بار، دم در ایستاده و با همان لبخند همیشگی، به استقبال مهمانان آمده است؛ با قاب تصویری که حضورش را به یاد میآورد و نوای بیکلامی که از تشییعش در خاطرمان مانده است.
او نیست، اما جای خالیاش در همهجای قرار پیداست؛ و عجیب آنکه این غیبت، بیش از همیشه از حضورش خبر میدهد.
عطر حریم رضوی، این بار با عطر شهید درآمیخته است؛ عطری که قرار نیست با پایان قرار هشتم از مشاممان برود. در فضای قرار و در جان مرکز رشد باقی میماند؛ نه فقط به شکل خاطرهای عزیز، بلکه به شکل مسئولیتی سنگین بر دوش فرزندان این مجموعه. عطر او با خودش یک پرسش به همراه آورده است: ما با راهی که از او آموختهایم، چه خواهیم کرد؟
از ورودی که میگذری و از کنار قاب آقامصباح عبور میکنی، به ساختاری تربیتی میرسی؛ ساختاری بزرگ و شگفتانگیز که نمیتوان آن را صرفاً مجموعهای از برنامهها، هستهها و فعالیتها دید. اینجا رد یک نگاه به انسان و تربیت او پیداست؛ نگاهی که میخواهد آدمها را برای مأموریتی بزرگتر از خودشان آماده کند. انگار هر گوشهی این مجموعه، بخشی از یک پاسخ است به این پرسش که چگونه میشود زندگی را در نسبت با یک مأموریت معنا کرد.
کمی جلوتر، به نقطه، نقطه، خط، نقطه، خط میرسی؛ همان نشانهای که حالا در قرار هشتم، به نماد راهی تبدیل شده است که آقامصباح پیمود. «خط خون»؛ عنوان زندگینامهی خودنوشت او و حالا نامی که قرار هشتم را به روایت دیگری از زندگی و ادامهی آن پیوند میدهد. خطی که با نوشتن یک زندگی آغاز شده، اما قرار نیست در همان صفحات متوقف بماند.
بعد، قدمبهقدم، از غرفهای به غرفهی دیگر میروی. هرجا کسی ایستاده تا حاصل کارش را برای مهمانان توضیح بدهد، هرجا ایدهای به محصولی تبدیل شده و هرجا جمعی از رفقا با شوق از مسیر طیشدهشان حرف میزنند، میتوان چیزی از آن جوشش درونی را دید؛ همان نیرویی که آدمها را به ساختن، پیگیری و به سرانجام رساندن کارها وامیدارد.
انگار بچهها فقط نیامدهاند تا دستاوردهایشان را نمایش بدهند؛ آمدهاند تا نشان بدهند آنچه از آقامصباح آموختهاند، هنوز در حال ادامه یافتن است. در اینجا، یاد او تنها در قاب عکس و عنوان یک رویداد خلاصه نمیشود؛ در آدمهایی ادامه پیدا میکند که هرکدام، به سهم خود، بخشی از یک مسیر را پیش میبرند.
🩸 و شاید معنای «#خط_خون» همین باشد؛ خطی که با رفتن صاحبش قطع نمیشود، بلکه در زندگی و انتخابهای کسانی که ادامهاش میدهند، امتداد پیدا میکند. خطی که قرار نیست صرفاً یادآور گذشته باشد؛ باید راه آینده را هم نشان بدهد.
قرار هشتم تمام میشود؛ مهمانان میروند و غرفهها جمع میشوند، اما عطر میماند. عطر حریمی که آقامصباح سالها زائرش بود و عطر حضوری که حالا در میان ما، معنایی تازه پیدا کرده است.
ما میمانیم و راهی که باید ادامه پیدا کند؛ مأموریتی که باید آن را زندگی کنیم، نه فقط دربارهاش حرف بزنیم؛ و خط خونی که حالا، هرکدام از ما، به اندازهی سهم خود در ادامه یافتنش مسئولیم.
عطر شهید میماند؛ اگر راهش را ادامه بدهیم.
#عطر_شهید#قرار_هشتم
۶۷۴
۱۳:۳۹