□[در دل شب،] از بسترها برمیخیزند و پروردگارشان را با بیم و امید [به نیایش] میخوانند و از آنچه به آنان روزی دادهایم انفاق میکنند.هیچ کس نمیداند به [پاس] آنچه [این مؤمنان در دنیا] انجام میدهند، چه [بسیار پاداشها که مایۀ شادمانی و] روشنی چشمهاست، برایشان نهفته است.سجده | ۱۶ و ۱۷
۵K
۸:۴۰
۴.۹K
۱۴:۰۰
چرا #۷_اکتبر اتفاق افتاد؟
#برش_طلایی #شبکه_دو #به_وقت_ایران #تلوبیون
#برش_طلایی #شبکه_دو #به_وقت_ایران #تلوبیون
۴.۸K
۱۵:۴۵
پروفسور جان مرشایمر: آمریکا درنهایت مجبور خواهد شد که تمامی خواستههای ایران در مذاکرات را بپذیرد
برنامه به وقت ایران هر شب ساعت ۱۹:۱۰ از شبکه خبر
نیما اکبرخانی کارشناس مسائل نظامی سرباز روحالله رضوی مجری برنامه وحید خضاب مترجم و پژوهشگر
#فکت #fact #دانستنی #آمریکا #ایران
برنامه به وقت ایران هر شب ساعت ۱۹:۱۰ از شبکه خبر
نیما اکبرخانی کارشناس مسائل نظامی سرباز روحالله رضوی مجری برنامه وحید خضاب مترجم و پژوهشگر
#فکت #fact #دانستنی #آمریکا #ایران
۴.۷K
۲۰:۲۰
خبرگزاری رویترز: ۴۰.۰۰۰ نیروی پاکستانی وارد نبرد عربستان و یمن شدهاند
محمدحسین باقری، مدیر اندیشکده اقبالبرنامه به وقت ایران هر شب ساعت ۱۹:۱۰ از شبکه خبربا حضور نیما اکبرخانی سرباز روحالله رضوی وحید خضاب
#فکت #fact #میلیتاری #military
محمدحسین باقری، مدیر اندیشکده اقبالبرنامه به وقت ایران هر شب ساعت ۱۹:۱۰ از شبکه خبربا حضور نیما اکبرخانی سرباز روحالله رضوی وحید خضاب
#فکت #fact #میلیتاری #military
۵.۸K
۲۰:۲۰
خاورمیانه محیط مناسبی برای مبتدیها نیست.چرا نباید ساده به تحولات منطقه نگاه کنیم؟
برنامه به وقت ایران هر شب ساعت ۱۹:۱۰ از شبکه خبر
با حضور:نیما اکبرخانی کارشناس مسائل نظامی سرباز روحالله رضوی مجری برنامه وحید خضاب مترجم و پژوهشگر
#فکت #دانستنی #fact #استراتژی #military
برنامه به وقت ایران هر شب ساعت ۱۹:۱۰ از شبکه خبر
با حضور:نیما اکبرخانی کارشناس مسائل نظامی سرباز روحالله رضوی مجری برنامه وحید خضاب مترجم و پژوهشگر
#فکت #دانستنی #fact #استراتژی #military
۴.۴K
۰:۴۴
۲۵ سال برای فهمیدن بازی مذاکره غربیها کافی است!
برنامه به وقت ایران هر شب ساعت ۱۹:۱۰ از شبکه خبر با حضور:نیما اکبرخانی وحید خضاب سرباز روحالله رضوی
#مذاکره #ایران #فکت #fact #دانستنی
برنامه به وقت ایران هر شب ساعت ۱۹:۱۰ از شبکه خبر با حضور:نیما اکبرخانی وحید خضاب سرباز روحالله رضوی
#مذاکره #ایران #فکت #fact #دانستنی
۳۰۹.۹K
۰:۴۵
مردم ایران با انجام زندگی روزمره خودشان درحال انجام سیاسی تریت کنش هستند!
مصطفی نوذری، پژوهشگرمسائل اجتماعی
برنامه به وقت ایران هر شب ساعت ۱۹:۱۰ از شبکه خبر
با حضور:سرباز روحالله رضوی نیما اکبرخانی وحید خضاب
مصطفی نوذری، پژوهشگرمسائل اجتماعی
برنامه به وقت ایران هر شب ساعت ۱۹:۱۰ از شبکه خبر
با حضور:سرباز روحالله رضوی نیما اکبرخانی وحید خضاب
۴.۳K
۲۱:۱۸
از استودیو زدم بیرون. قفل دوچرخه را باز کردم و کلاه را گذاشتم سرم. هنوز روی زین نشسته بودم و محمد هم همراهم بود. از کنار پیرمردی رد شدیم که ماسکی سفید از گردنش آویزان بود. گوشیاش را گرفته بود کنار گوشش و فایلی گوش میداد. صدای برنامه خود ما شنیده میشد. هنوز نیم ساعت از تمام شدن برنامه نگذشته بود و داشت از روی تلوبیون فایل برنامه را میدید؛ دقیقتر بگویم میشنوید. محمد اشارهای سمت پیرمرد کرد و از من جدا شد.
خواستم به مسیرم ادامه بدهم اما برگشتم و سمت پیرمرد گفتم:
- چی گوش میدی حاجی؟
جواب داد:
- هیچی بابا
سرش را باز گرفت سمت تلفنش.
مجددا پرسیدم؟
- چی گوش میدی؟
- یه برنامه است؛ چیز خاصی نیست.
مسیرش را به سمت پیاده رو از من دورتر کرد. باز پرسیدم؟
- حالا چی میگن؟ حرف حساب میزنن؟
- والااااا .... وایستا ببینم تو خودشی؟
گوشی را گرفت پایین و آمد سمت من. دستم را به سمت پیرمرد دراز کردم. پیرمرد دست داد. پوست دستش خشک خشک بود. من را بغل کرد و چند سرفه خشک هم چاشنی بغلش بود. دستش را جلوی دهانش گذاشت و گفت:
- شما که برنامه دارید انصافا بگید مسوولین کشور به فکر مردم باشن. اینها درد مردم رو نمیفهمن. تا وقتی سفره مسوول با مردم فرق بکند شرایط همین است.
ادامه داد:
- من جانباز شیمیایی هستم اما ادعایی ندارم. توی یکی از روستاهای کرمان که بودم پیرزنی توی محل ما بود که پنج تا مرغ داشت. روزی پیر زن پنج تا تخم مرغ روزانه بود که می فروخت و زندگی میکرد. از این پنج تا دو تایش را گذاشته بود کنار برای جبهه. من وقتی همچین آدمهایی دورم میدیدم فکر نمیکردم که اگه خانواده شهیدم یا جانباز شدم دارم کار خاصی میکنم. وقتی به من میگن چرا از اون تسهیلات استفاده نمیکنی اعتقادم اینه که اون پیرزن هم از این مملکت سهم داره. مردم ما اینطوری وایستادند.
اینها را میگفت و سرفههای خشکش ادامه داشت...
#به_وقت_ایران_نامه
خواستم به مسیرم ادامه بدهم اما برگشتم و سمت پیرمرد گفتم:
- چی گوش میدی حاجی؟
جواب داد:
- هیچی بابا
سرش را باز گرفت سمت تلفنش.
مجددا پرسیدم؟
- چی گوش میدی؟
- یه برنامه است؛ چیز خاصی نیست.
مسیرش را به سمت پیاده رو از من دورتر کرد. باز پرسیدم؟
- حالا چی میگن؟ حرف حساب میزنن؟
- والااااا .... وایستا ببینم تو خودشی؟
گوشی را گرفت پایین و آمد سمت من. دستم را به سمت پیرمرد دراز کردم. پیرمرد دست داد. پوست دستش خشک خشک بود. من را بغل کرد و چند سرفه خشک هم چاشنی بغلش بود. دستش را جلوی دهانش گذاشت و گفت:
- شما که برنامه دارید انصافا بگید مسوولین کشور به فکر مردم باشن. اینها درد مردم رو نمیفهمن. تا وقتی سفره مسوول با مردم فرق بکند شرایط همین است.
ادامه داد:
- من جانباز شیمیایی هستم اما ادعایی ندارم. توی یکی از روستاهای کرمان که بودم پیرزنی توی محل ما بود که پنج تا مرغ داشت. روزی پیر زن پنج تا تخم مرغ روزانه بود که می فروخت و زندگی میکرد. از این پنج تا دو تایش را گذاشته بود کنار برای جبهه. من وقتی همچین آدمهایی دورم میدیدم فکر نمیکردم که اگه خانواده شهیدم یا جانباز شدم دارم کار خاصی میکنم. وقتی به من میگن چرا از اون تسهیلات استفاده نمیکنی اعتقادم اینه که اون پیرزن هم از این مملکت سهم داره. مردم ما اینطوری وایستادند.
اینها را میگفت و سرفههای خشکش ادامه داشت...
#به_وقت_ایران_نامه
۶.۸K
۷:۴۴
□ما نیز پرچم یاران یمنی خداوند را در تنگه هرمز برافراشته کنیم که این جنگ جنگ دو جبهه در برابر هم است.
۲.۳K
۸:۱۹