طعم کده
#داستان_واقعی #روایت_انسان #قسمت_سیصد_هفتاد_دو
: حضرت موسی عهدی را که خداوند امر کرده بود از قومش گرفت و حالا نوبت این بود که مردم بنی اسراییل از آموخته هایشان استفاده کنند، پس موسی امر به خانه سازی کرد. جوانان بنی اسرائیل که قبلا همین کارها را به عنوان بیگاری و بردگی انجام میدادند، الان با شور و شوقی وصف ناپذیر آستین ها را بالا زدند و با توکل بر خدا و رهبری موسی شروع به کار کردند، زیرا اینبار هر چه زحمت می کشیدند برای خودشان بود و این باعث میشد با قدرتی بیشتر پیش بروند. حضرت موسی برای ساخت اولین بنا، دستور ساخت یک مسجد بزرگ را داد، یعنی اولین بنایی که در اطراف شهرهای مصر برای بنی اسرائیل ساخته شد، مسجد یا همان عبادتگاه یهو بود، در ست است که موسی جوانان را ترغیب کرده بود تا هنر مصریان را بیاموزند اما نقشه ی ساخت مسجد را خود با علم الهی اش ترسیم کرد و همه دست به دست هم دادند و بعد از گذشت روزهای متمادی که همه پای کار بودند، مسجد بزرگ و مستحکمی بنا شد و این اولین ساختمانی بود که متعلق به بنی اسرائیل بود و آنها از شادی در پوست خود نمی گنجیدند. خیلی از مردم با ساخته شدن مسجد، از چادرهایشان به داخل مسجد نقل مکان کردند، یعنی آنجا تبدیل شده بود به مسافرخانه ای مسجد محور که هم در آنجا زندگی می کردند و هم عبادت خداوند را انجام میدادند. حضرت موسی به آنها اجازه داد در مسجد ساکن شوند اما از آنها خواست همزمان با این موضوع، ساختن خانه های خود را هم شروع کنند و هر کس تکه زمینی را نشان می کرد تا خانه اش را بنا کند. اما انگار ساختن مسجد آنها را خسته کرده بود و داشتن سرپناهی محکم آنها را کمی تنبل کرده بود و علی رغم سفارش های موسی، هیچ کس به سمت ساختن خانه در زمین و ملک خود نمی رفت تا اینکه، خداوند به موسی امر کرد تا به مردم بگوید: ای مردم بدانید که جز موسی و هارون کسی اجازه سکونت در مسجد را ندارد و این واقعه انگار قرن ها بعد تکرار شد و اینبار خداوند به محمد دستور داد که به مردم بگوید هیچ کس جز محمد و علی حق زندگی در مسجد را ندارد چون مسجد جایگاه انسان های طاهر است.
خداوند به موسی و هارون فرمود: به قومتان بگویید که شروع کنند به خانه سازی و نقشه ی ساخت خانه را نیز به آنها داد و فرمود: چنان خانه ها را بنا کنید که خانه هایتان را روبه روی هم و رو به قبله بسازید! طوری که درهای آنها رو به روی هم باشد و حیاط ها پشت آن ها و برای این که خانه ها محصور باشد و امکان نفوذ قبطی ها به آنها به سختی صورت بگیرد و از طرفی حیاط منازل مناسب برای جلسات پنهانی باشد و امکان حفاظت امنیتی وجود داشته باشد. این خانه سازی به بنی اسرائیل هویت بخشی می کرد برای ساختن تمدنی تازه و هدف خدا از تمام این کارها، هویت سازی و امت سازی جهت اقامه نماز بود.
و تمام این اتفاقات توسط هسته مرکزی جوانها انجام شد. در ابتدای رسالت حضرت موسی به خاطر
ترس از شکنجه های فرعون و ملاء، به جز تعداد اندکی از جوانان، کسی به او ایمان نیاورد، یعنی موسی و هارون در میان خود خود هم مظلوم بودند موسی و هارون وظیفه بیداری فطرت جوانان را داشتند. روحیه آنها را تقویت می کردند و به آن ها میگفتند:
به خدا توکل کنید و از این شکنجه ها نترسید و بر عهدی که بستید بمانید و از محمد کمک بگیرید و در نتیجه آنها گفتند به خدا توکل کردیم و از پیامبر آخرالزمان یاری می طلبیم و از خدا می خواهیم ما را اسیر فتنه ظالمین نگرداند این جوانان ستونها و اوتاد موسی بر روی زمین بودند و برای پذیرش
جریان موسی میان قوم بنی اسرائیل زحمات زیادی کشیده بودند، اما.... ادامه دارد... #طاهره_سادات_حسینی
#داستان_واقعی #روایت_انسان #قسمت_سیصد_هفتاد_سه🎬:
حالا شهرک سازی با سرعت پیش می رفت و در بین این ساختمان های در حال ساخت، ساختمانی بود که از هم بزرگتر بود، مساحت و بنایش از مسجد به آن عظمت هم بلند تر بود و شکل و شمایل ساختمان کلا با بقیه فرق داشت و هر کس به آن نگاه می کرد به حال صاحبش غبطه می خورد، این ساختمان با اینکه از همه بزرگتر بود اما خیلی زودتر از بقیه ی خانه ها تکمیل شد و قرار بود صاحبش که از بنی اسرائیل بود در آنجا ساکن شود، البته او در شهر در کنار ساختمان های ملاء و اشراف مصر خانه های آنچنانی داشت اما اینک چون موسی ظهور کرده بود و او خود را از ملاء بنی اسرائیل می دانست، می خواست در کنار آنها باشد، البته این نقشه ی ماهرانه ای بود که فرعون کشیده بود تا روحیه ی بنی اسرائیل را تضعیف کند و از طرفی میل به کمال و رسیدن به خدا را در آنها با بروز زر و زیور دنیوی به میل و آرزو به سمت مادیات و دنیای پوچ اما رنگارنگ، تغییر دهد که البته موفق هم شد.
در حقیقت بنی اسرائیل از ترس فرعون و ملاءهایی که فرعون از میان خودشان برای آنها مشخص کرده بود و مدام این ملاء ها را با پول و سکه و طلا تغذیه می کرد، به موسی ایمان نمی آوردند. فرعون برای به بردگی کشاندن بنی اسرائیل، از خود آن ها کسانی به عنوان ملاء انتخاب می کرد که خط فرمان فرعون را آن جا پیاده کنند.
این ملاء درون بنی اسرائیل، بسیار برای قوم خطرناک بودند زیرا شناخت دقیقی از قوم و تک تک افراد و طوایف آنها داشتند و به راحتی میتوانستند افراد را فریب بدهند.
کار آنها فتنه و شایعه انداختن در قوم بود. برخی از آنها هنگامی که دیدند اقبال عمومی به نفع موسی است، به سمت او رفتند و به ظاهر ایمان آوردند. مهمترین آنها که ضربات سنگینی به جریان هدایت زد، همان کسی بود که آن ساختمان عظیم را در بین ساختمان های کوچک قوم بنا کرد و او کسی جزء قارون پسر عموی موسی نبود.
قرآن از او به نام شورش کننده یاد می کند. او کسی است که علیه حضرت موسی شورش کرد، البته شورشش بسیار لطیفانه و تجمل گرایانه بود و هوادارانی نیز پیدا نمود.
خیلی زود ساختمان عظیم قارون آماده شد و روزی او با غلامان زیادی در پشت سرش فقط مسولیت حمل کلید صندوق های طلای او را داشتند وارد ساختمان شد و عصر آن روز جارچیان در شهر نوپای بنی اسرائیل جار زدند که...
ادامه دارد...#طاهره_سادات_حسینی
حالا شهرک سازی با سرعت پیش می رفت و در بین این ساختمان های در حال ساخت، ساختمانی بود که از هم بزرگتر بود، مساحت و بنایش از مسجد به آن عظمت هم بلند تر بود و شکل و شمایل ساختمان کلا با بقیه فرق داشت و هر کس به آن نگاه می کرد به حال صاحبش غبطه می خورد، این ساختمان با اینکه از همه بزرگتر بود اما خیلی زودتر از بقیه ی خانه ها تکمیل شد و قرار بود صاحبش که از بنی اسرائیل بود در آنجا ساکن شود، البته او در شهر در کنار ساختمان های ملاء و اشراف مصر خانه های آنچنانی داشت اما اینک چون موسی ظهور کرده بود و او خود را از ملاء بنی اسرائیل می دانست، می خواست در کنار آنها باشد، البته این نقشه ی ماهرانه ای بود که فرعون کشیده بود تا روحیه ی بنی اسرائیل را تضعیف کند و از طرفی میل به کمال و رسیدن به خدا را در آنها با بروز زر و زیور دنیوی به میل و آرزو به سمت مادیات و دنیای پوچ اما رنگارنگ، تغییر دهد که البته موفق هم شد.
در حقیقت بنی اسرائیل از ترس فرعون و ملاءهایی که فرعون از میان خودشان برای آنها مشخص کرده بود و مدام این ملاء ها را با پول و سکه و طلا تغذیه می کرد، به موسی ایمان نمی آوردند. فرعون برای به بردگی کشاندن بنی اسرائیل، از خود آن ها کسانی به عنوان ملاء انتخاب می کرد که خط فرمان فرعون را آن جا پیاده کنند.
این ملاء درون بنی اسرائیل، بسیار برای قوم خطرناک بودند زیرا شناخت دقیقی از قوم و تک تک افراد و طوایف آنها داشتند و به راحتی میتوانستند افراد را فریب بدهند.
کار آنها فتنه و شایعه انداختن در قوم بود. برخی از آنها هنگامی که دیدند اقبال عمومی به نفع موسی است، به سمت او رفتند و به ظاهر ایمان آوردند. مهمترین آنها که ضربات سنگینی به جریان هدایت زد، همان کسی بود که آن ساختمان عظیم را در بین ساختمان های کوچک قوم بنا کرد و او کسی جزء قارون پسر عموی موسی نبود.
قرآن از او به نام شورش کننده یاد می کند. او کسی است که علیه حضرت موسی شورش کرد، البته شورشش بسیار لطیفانه و تجمل گرایانه بود و هوادارانی نیز پیدا نمود.
خیلی زود ساختمان عظیم قارون آماده شد و روزی او با غلامان زیادی در پشت سرش فقط مسولیت حمل کلید صندوق های طلای او را داشتند وارد ساختمان شد و عصر آن روز جارچیان در شهر نوپای بنی اسرائیل جار زدند که...
ادامه دارد...#طاهره_سادات_حسینی
۲۱۱
۱۷:۱۶