عکس پروفایل طعم کدهط
۵.۲ هزار عضو

طعم کده

در حوالی ماundefined‍undefined طعم و مزه متفاوت بچشید undefinedیاد بگیرید و لذت ببریدundefinedundefined🫰
کپی ممنوع undefined
طعم کده
#داستان_واقعی #روایت_انسان #قسمت_سیصد_نود_سومundefined: کار ساخت صرح با سرعتی زیاد پیش میرفت، تمام کارها تحت نظر ابلیس و با هنرنمایی هامان انجام می شد. پنجاه هزار معمار از سراسر مصر جمع شده بودند و شبانه روز کار می کردند و تقریبا تمام برده های مصری برای ساخت این صرح و ساختمان عظیم به میدان آمده بودند و جالب این است که خیلی از افراد قوم بنی اسرائیل هم در ساخت این صرح شرکت و بردگی می کردند. ساخت این صرح، ابتلا و آزمایشی برای بنی اسرائیل بود تا ببینید چقدر به موسی و خدای او پایبندند و ایمان آورده اند، اما متاسفانه در جریان ساخت، گویا غربالی الهی در کار بود و مومنین و منافقین از هم جدا می شدند. سوختی که برای ساخت صرح لازم بود به شهر وارد می شد و همه و همه مشغولیتشان ساخت این بنای عظیم بود و حالا فرعون داشت نفسی تازه می کرد، نفسی که چندین سال به خاطر تولد و ظهور موسی داشت به خفگی می رفت، اینک دوباره جان گرفته بود و فرعون و فرعونیان با کمک ابلیس، دوباره قد علم کرده بودند و انقلاب موسوی را به حاشیه رانده بودند. مردم بیش از قبل به سمت فرعون کشیده شده بودند و کم کم از موسی و دینی که آورده بود فاصله می گرفتند چرا که طبق تبلیغات فرعونیان قرار بود معجزه ای عظیم از خدای خدایان، فرعون بزرگ رو شود که معجزه ی یوم الزینه موسی و تبدیل عصا به اژدها در مقابلش ملعبه ای بیش نباشد،معجزه ای عظیم که تا به حال کل دنیا در تمام دوران ها، شاهد این چنین چیزی نبوده است. روزهای ساخت صرح، از بهترین روزهای حکمرانی فرعون و جماعت ملاء و مترفین مصر بود، هر روز معماران تازه نفس از راه می رسید و حالا پا را فراتر گذارده بودند و از خارج مصر هم نیرو برای این بنا که مثلا متعلق به خدای جهانیان بود، وارد مصر می شد. هیاهویی در زمین به پا شده بود و ابلیس از این هیاهو بیشترین استفاده را می کرد، او خوب می دانست تبلیغات برای یک کار، مهم تر از صداقت و راستی گفتار است، چرا که مردم تحت تاثیر تبلیغات زیاد، قرار میگیرند حتی اگر دروغین باشد و این ترفند همیشگی شیطان است که سعی می کند رسانه را در هر زمان به هر شکلی که باشد تحت امر و نظر خود بگیرد و مردم ساده لوح را به سمت خود کشاند و از راه حق دور سازد و اینک هم ما شاهد چنین هجمه های تبلیغی ابلیسی هستم اما درس از تاریخ نمی گیریم. پروژه ی ساخت بنای عظیم صرح که قرار بود وسیله ای بر سر آن که در آسمان ها بود گذارده شود تا بشر از زمین پرواز کند و عوالم ماورای زمین را با چشم خود ببیند با شتاب پیش می رفت و این ساختمان سازی با آن حجم انبوه عمله و کارگر و معمار، هفت سال به طول انجامید و این هفت سال از بهترین سالهای عمر فرعون بود. حالا بنا آماده شده بود، فرعون و هامان همراه با ابلیس از ساخت بنا بازدید کردند و ابلیس که خوشحال از پایان کار بود به فرعون امر کرد تا به جارچیان بگویند در سراسر مصر جار بزنند و روزی را معین نمود که قرار بود وسیله و آن صرح اصلی روی ساختمان قرار گیرد و بشر به فضا و عالم بالا برود و برگردد را به اطلاع مردم برساند و مردم با چشم خود این معجزه عظیم را ببینند. انگار شمارش معکوس برای رخدادی بزرگ آماده شده بود و تعدادی از مومنین بنی اسرائیل هم تحت تاثیر این تبلیغات به قبطیان پیوستند و هنوز تا پرواز فرعون با صرح، غربال الهی به کار بود تا دانه درشت ها برای یاری حجت خدا در روی زمین باقی بمانند . مصر شبی پر از هیجان را تجربه می کرد، مردم زیادی از سراسر مصر برای دیدن این صحنه ی ناب به پایتخت آمده بودند و در کنار این ساختمان عظیم اجتماع کرده بودند و قرار بود با دمیدن سپیده دم، ابلیس صرح اصلی را روی این برج بلند قرار دهد و فرعون و چندین نفر از ملاء مصر به آسمان پرواز کنند... ادامه دارد... #طاهره_سادات_حسینی
#داستان_واقعی #روایت_انسان #قسمت_سیصد_نود_چهارم undefined:

شب بود اما در کنار برجی که به فرمان ابلیس ساخته شده بود غوغایی به پا بود و مشعل های فروزان آتش، شب را مانند روز روشن کرده بودند، دل درون سینه ی مردم به تلاطم بود، عده ای خوشحال از اینکه خدای مصریان عنقریب بر تمام خدایان دنیا پیروز می شود و عده ای هم از مومنین به نزد موسی رفته بودند و از او درباره ی سرانجام این معجزه ی بزرگ فرعون سوال می نمودند.
آری اینک ابلیس بر فراز برجش قهقه های مستانه سر داده بود و راهی تا پیروزی و اغفال بشریت نداشت به راستی که اگر این صرح درست کار می کرد و در آن زمان که امکانات زیادی هم نبود، بشر می توانست به فضا برود و عوالم دیگر را با چشم خود ببیند و برای دیگران روایت کند، این معجزه مانند توپ در کل دنیا صدا می کرد و مردم دسته دسته به راه شیطان کشیده می شدند و زحمات اولیاء الهی یک شبه بر باد می رفت و این از زیرکی ابلیس بود که این زمان و این مکان را برای قدرت نمایی انتخاب کرده بود.زمان حساسی بود، اینک دو اراده در مقابل هم عرض اندام می کردند، یک طرف اراده ی ابلیس بود که قسم یاد کرده بود با تمام توان بشر را از راه کمال و خدا منحرف کند و به جهنم راهی نماید و یک طرف اراده ی پروردگار بود تا بنی بشر را به سمت خود بخواند و از حیله ی ابلیس که همانا دشمن ترین دشمنان انسان است آگاه کند، آیا در این جنگ اراده ها کدام اراده پیروز می شد و سوال مهم تر این بود که مردم پس از پایان کار به کدام سمت رو می آوردند؟
در کنار صرح بزرگ و شفاف، مردم جشن و پایکوبی داشتند و عمله و بنّاها با نگاه به عظمت این ساختمان که نظیرش تا به حال در عالم ساخته نشده بود، مانند کودکی ذوق کرده بودند و از طرفی سوخت صرح که به وسیله ی آن می بایست آن وسیله ی اعجاب انگیز به آسمان پرواز کند، از در زیرین برج، با دقت وارد ساختمان می شد و همه منتظر بودن تا سپیده دم بدمد.
شب از نیمه گذشته بود که کم کم خواب بر مردم چیره گشت و همه به امید دیدن روزی پر از هیجان، چشم بر هم نهادند، در این هنگام حضرت جبرئیل به امر خداوند یکتا از آسمان بر زمین فرود آمد و بالای این آسمان خراش ابلیسی قرار گرفت و چند بار بال هایش را تکان داد و به خواست خدا ساختمان به آن عظمت و استحکام که با معلومات ابلیس که از آسمان هفتم دزدیده بود، برپا شده بود، چندین تکه شد.جبرییل بال میزد و انگار طوفان سهمگین به پا شده بود و زمین به لرزش افتاده بود و گویی طوفان از آسمان و زمین لرزه از زمین دست به دست هم داده بودند تا این برج ابلیسی از هم بپاشد و جالب است که این اتفاقات فقط در اطراف همان صرح بود و دیگر شهر از این طوفان در امان بودند و این صرح عظیم و مستحکم چندین تکه شد و بر سر مردمی که در کنار آن جمع شده بودند فرو افتاد و عده زیادی کشته شدند و باز هم اراده پروردگار پیروز شدو قدرت خداوند بیش از قبل به چشم مردم آمد اما آنها از این واقعه درس نگرفتند حالا صرحی که هفت سال فرعون و هامان و ابلیس سعی در ساختنش داشتند، در چند ثانیه خراب شده بود و این خبر را می بایست به فرعون برسانند اما کسی جرأتش را نداشت که این پیغام را به قصر برساند
ادامه دارد...#طاهره_سادات_حسینی

۱۸۹

۱۷:۱۵