عکس پروفایل طعم کدهط
۵.۳ هزار عضو

طعم کده

در حوالی ماundefined‍undefined طعم و مزه متفاوت بچشید undefinedیاد بگیرید و لذت ببریدundefinedundefined🫰
کپی ممنوع undefined
طعم کده
#داستان_واقعی #روایت_انسان #قسمت_سیصد_شصت_نهundefined: حالا مذاکرات انجام شده بود و بنی اسرائیل می خواست با کمک موسی کمی روی پای خود بایستد، بنی اسرائیل مردمی بودند که از شهرهای مصر رانده شده بودند در اطراف شهرها زندگی می کردند، آنها حتی خانه ای گلی و سنگی برای خود نداشتند و در بیابان ها بدون سرپناه محکم و در زیر چادر و آلاچیق هایی که درست شده از نی و گیاهان بود و با هر بادی پایه هایش بر فنا می رفت زندگی می کردند. حالا کار سخت موسی شروع شد و اینک مهم ترین مشکل بنی اسرائیل بی هویتی آن ها بود. و این بی هویتی مال یک سال و دو سال نبود بلکه فراعنه در تمام مدت چهار صد سال گذشته، قوم بنی اسرائیل را از قومی با هویت و با شخصیت که در زمان حضرت یوسف هویتش به اعلی رسیده بود به قومی بی تمدن و بی هویت تبدیل کرده بودند. در زمان این فرعون که کودک کشی راه انداخت و قدرتمندترین فرعون تاریخ مصر بود، تحقیر و استخفاف قوم بنی اسرائیل هم به منتهی درجه خود رسیده بود و همه به قوم بنی اسرائیل به چشم یک حیوان نگاه می کردند که گویا آفریده شده بودند تا بردگی کنند و از حقوق اجتماعی هم هیچ بهره ای نداشتند. نتیجه این تحقیر، تبعیت بی چون و چرای بنی اسرائیل از فراعنه بود. حضرت موسی در این زمان می بایست تمام آن تحقیرها را از بین میبرد، به بنی اسرائیل هویت میداد و آنها را به یک ملت با هویت و با شخصیت تبدیل میکرد و این کاری بسیار سخت بود، کاری سخت تر از معجزه عصا بود. بردگان بنی اسرائیل به افرادی تبدیل شده بودند که نیازهایشان صرفا به نیازهای مادی تقلیل یافته بود، یعنی منتهای آرزوی آنها بهره وری از مادیات و ظواهر دنیا بود،چیزی که الان هم در جوامع بشری قابل لمس هست و این هم پروژه ی شیطانی ست، آنها تمام توان خود را صرف تهیه غذا، مسکن و پوشاک میکردند و تمام روز در تلاش برای تهیه نیازهای مادی روزمره بودند پس فرصتی برای تفکر و رشد نداشتند و از طرفی الگوهای این قوم تجمل و رفاه گرایی بود که باعث میشد آرزوهای آنها هم به مسائل مادی ختم شود و به چیزی بالاتر از این فکر نکنند و حتی رویای اجتماعی هم نداشتند و نتیجه این حالت، بردگی آن ها بود، اگر در زمان حال هم نگاه کنید درمی یابید که اهداف خیلی از جوامع بشری شده تأمین مادیات و تجمل گرایی و تاریخ چه زیبا به ما درس می دهد. امام صادق ع میفرمایند: اگر مربی متربی خویش را در حد تحقیر رساند، از هیچ شری از این متربی ایمن نیست یعنی به زبان ساده تر بگوییم وقتی کسی تحقیر شد، چیز دیگری برای از دست دادن ندارد. علا مه طباطبایی وضع آن روز بنی اسرائیل را این گونه توصیف میکند: انگار تا آن موقع بنی اسرائیل زندگی شهری نداشتند بلکه مانند صحرانشینان در خیمه ها و مکان هایی نظیر خمیه زندگی میکردند. آنها با مفهومی به نام خانه آشنایی نداشتند و در بدترین و نامناسب ترین شرایط و محیطی پر از تعفن و آلودگی زندگی می کردند. انگار که آن ها حیوانی بودند که صبح با ضرب تازیانه از خواب بیدار میشدند و آماده بردگی میشدند و شب هم مجدد به محل خواب خود بر میگشتند. حضرت موسی در چنین جامعه ای ظهور کرد و آمده بود که این جریان به استضعاف کشیده شده و ستم دیده را احیا کند. موسی ، این پیامبر مظلوم دوران، میبایست در گام اول تفرقه میان آنها را به وحدت تبدیل می کرد و در گام بعدی امت تشکیل میداد و در نهایت به اقامه دین میپرداخت. این کار تربیتی بزرگ زمان زیادی لازم داشت زمانی که به اندازه ی چهل سال به طول انجامید. و همانطور که در لابه لای داستان به آن اشاره کردیم ، فرهنگ قبطیها دو عملیات را علیه بنی اسرائیل انجام داده بود. یکی اینکه جوانها را تخریب میکرد و دیگری زنان آنها را به فساد می کشید که در هر دو زمینه هم موفق بود و حضرت موسی در گام اول سراغ این دو طبقه رفت. موسی باید با نظمی که شایسته ی یک پیامبر لست پیش می رفت و اولین اقدامش تاسیس حلقه وفاداران و یاران اصیل خود بود و این حلقه را از جوانهای بنی اسرائیل تشکیل داد. موسی خواهر کوچکی داشت که در صورت و سیرت شبیه کلثم، خواهر شهیده اش بود با همان تلاش و بصیرتی که کلثم داشت، پس این خواهر را آموزش داد تا یکی از زنان تمدن ساز شود این خواهر دست خداشناسی را در محضر موسی می گرفت و سپس جلسات سرّی برای زنان بنی اسرائیل تشکیل میداد و این جلسات با انتشار بین بنی اسرائیل، زنان مستضعف را احیا کرد. این زن خیلی برای احیا جامعه زنان بنی اسرائیل تلاش کرد. او نماینده حضرت موسی بود و در بین جامعه زنان نفوذ داشت. جلساتی را تشکیل میدادند و سرشاخه ها برای خود گروه هایی تشکیل میدادند. این زمانی است که گویی روح تازهای در کالبد بنی اسرائیل دمیده شد
#داستان_واقعی #روایت_انسان #قسمت_سیصد_هفتاد🎬:
حالا خواهر و برادر دست به کار شدند، موسی کلاس های مخفی و شبانه برای جوانان بنی اسرائیل می گذاشت تا آنهمه خفت و بردگی که سالها فرعونیان بر جوانان وارد کردند و شخصیت و هویتشان را از آنها ربود به آنها باز گرداند و او توانست جوان های نخبه بنی اسرائیل را با خود همراه کند و از آن میان می توان به هارون که برادرش و قارون که پسر عموی موسی بود اشاره کرد.
میریام خواهر کوچک موسی نیز تحت نظارت موسی فعالیتش را شروع کرده بود،میریام هم جلسات مخفی با زنان بنی اسرائیل گذاشت، زنانی که سالها تحت بردگی فرعونیان بودند و خیلی از آنها دامن عفتشان لکه دار شده بود و بعضا چندین فرزند نامشروع داشتند، فرزندانی که پدرشان از ملاء مصر بودند.کار میریام خیلی سخت بود اخر می بایست هویت به زنانی بدهد که تنها هنرشان خودآرایی و رفتن به خانه ی اشراف بود، آنها با هم در رقابت بودند و وقتی به خانه ی ثروتمندان مصر می رفتند تمام توانشان را می گذاشتند تا به نحو بهتری دلبری کنند تا در میدان گناه و فحشاء گوی سبقت را از دیگری بریایند.حالا میریام از قول موسی سخن ها می گفت: ای زنان بنی اسراییل! موسی گفته که شما بنی بشرید و اشرف مخلوقات هستید و شمادر رتبه و مقام از مردان دست کمی ندارید،چرا که مردان بزرگ از دامن پاک زنان بزرگ پا می گیرند، ای زنان بنی اسرائیل! شما می توانید کاری کنید کارستان و چشم همه ی جهان را به خود خیره کنید، شما تقوا پیشه کنید و در تربیت صحیح فرزندانتان بکوشید و همانا رضایت خدا در این است و بهشت برین وعده گاه بانوان پاک و با تقواست.
میریام سخنانی از قول موسی می گفت و زنان ان را از قول یهو و خدا می دانستند چرا که موسی پیامبر خدا بود.میریام با برنامه و دقیق پیش می رفت و آنچنان زنان را سر ذوق آورده بود که زنان همراه مردان برای دین و رضای خدا کار می کردند.
حالا اینها کمی از حالت بردگی خارج شده بودند و در قبال کاری که در دربار فرعون و ثروتمندان می کردند پول دریافت می نمودند،پس منبع مالی به دستشان آمده بود و حالا نوبت مرحله ی دوم کار بود.
پس موسی در جلسه ای مخفیانه به مردان بنی اسراییل فرمود: شما چرا به خود بها نمی دهید؟! چرا راضی میشوید که زندگیتان را در چادر به سر ببرید در صورتی که می توانید برای خود خانه ای بنا کنید؟!در این هنگام قارون از میان برخواست و همانطور که پوزخندی میزد گفت: مگر اینها بلدند خانه بسازند؟! اینها هنر خانه سازی را ندارند،قوم بنی اسراییل فقط بردگی را می شناسد!
موسی نفسش را آرام بیرون داد و‌گفت: پس باید با سیاست عمل کرد، همه ی شما به مصر می روید و کار می کنید،از این به بعد چشم و گوش بسته کار نکنید و با دقت بیشتری همه چیز را زیر نظر بگیرید، طریقه ی ساخت ملات و چینش سنگ ها و ساخت خانه ها را از مصریان یاد بگیرید، یعنی در کارهایشان دقت کنید تا بدانید چگونه خانه می سازند، آخر یکی از هنرهای مصریان، بنای ساختمان های شکیل و محکم است، اصلا هر کدام از شما را که در هر کاری می گمارند تا برایشان کارگری کنید، همه چیز را زیر نظر بگیرید تا سر از تمام اسرار و رموز مصریان درآورید تا بتوانیم روی پای خود بایستیم.
و این شد یک مأموریت مخفی و اما شیرین برای جوانان...
ادامه دارد...#طاهره_سادات_حسینی

۱۹۵

۱۶:۵۷