عکس پروفایل طعم کدهط
۵.۲ هزار عضو

طعم کده

در حوالی ماundefined‍undefined طعم و مزه متفاوت بچشید undefinedیاد بگیرید و لذت ببریدundefinedundefined🫰
کپی ممنوع undefined
طعم کده
#داستان_واقعی #روایت_انسان #قسمت_چهارصد_چهل_پنجundefined: قوم بنی اسرائیل در صحرای سینا برای رسیدن به ارض مقدس به پیش می رفت و این پیش روی یکنواخت نبود. خداوند برای آنها رزق طیب می فرستاد، رزقی که هر مؤمن آرزوی رسیدن به آن را دارد حالا این رزق نصیب بنی اسرائیل شده بود و علاوه بر آن دارای مسکنی متحرک شده بودند. خداوند برای این قوم برنامه داشت، اراده کرده بود تمدنی الهی برپا کند، اینک که تمدن چندین هزار ساله ی فرعونیان که همان تمدن ابلیسی بود از بین رفته بود، می بایست تمدنی محکم و معنویی و خدایی برپا شود تا جمیع بشریت به سمت آن رهنمون شوند و این تمدن در ارض مقدس جلوه گری می کرد، برای همین قبل از رسیدن به اورشلیم، موسی می بایست قوم بنی اسراییل را آموزش دهد، آموزش هایی در همه ی ابعاد زندگی که بتوان بر پایه ی آن تمدنی قوی به راه انداخت. پس هراز گاهی دست از سفر می کشیدند و در صحرا اقامتگاه های موقت ایجاد می کردند و موسی توسط نخبگان قوم، همه ی آنها را آموزش می داد، همانطور که قبلا گفتیم حضرت موسی بنی اسرائیل را به گروه های بزرگ و متوسط و کوچک و کوچک تر تقسیم کرد و در آموزش هم این گروه ها برپا بود. حضرت موسی شیپوری داشت که هر آهنگ آن معنای خاصی داشت، یعنی به مرور مردم متوجه این مهم شده بودند و هر بار که موسی بر فراز تپه می رفت و شیپور را می نواخت مردم می‌فهمیدند که معنای این آهنگ چیست، گاهی موسی فرماندهان کل را احضار می کرد و گاهی فرماندهان جز و گاهی هم کل مردم و به این طریق شبکه ی اطلاعاتی دقیق و پیچیده ای شکل گرفته بود. موسی آموزش های سخت و پیچیده ی اطلاعاتی به قومش میداد تا آنها متبحر شوند و در آینده ای نه چندان دور بتوانند بر پایه ی این آموزش ها مملکتی را بگردانند و علاوه بر این انواع و اقسام هنرها را به نخبه ها آموزش می داد و نخبه ها با تشکیل کلاس های پی در پی به مردم آموزش می دادند. قوم بنی اسراییل که سالیان درازی در استضعاف بود و از هر نظر چه علمی و چه مهارتی و چه کلامی و چه اطلاعاتی و چه مادی در فقر بودند، اینک در ادامه ی آن چهل سال مربی گری موسی، باز هم آموزش می دیدند تا زمانی که به ارض مقدس رسیدند، قومی غنی از همه ی علوم باشند. موسی در ابتدا به این مردم مستضعف آموزش خط و خواندن و نوشتن آموخت، حتی آموزش خیاطی، ریختگری،آهنگری، نجاری ومعماری و طراحی و نقاشی و هر آنچه که هنر تا آن زمان بود را به آنان تعلیم داد. آنها اینقدر در انواع هنرها پیشرفت کرده بودند که وقتی موسی هر روز ذکر محمد و آل محمد را می گفت، آنها دوره اش می کردند و از موسی می خواستند که جزییات صورت محمد و پدر و جدش و علی و اولادش را برای آنها شرح دهد و وقتی موسی از خصوصیات ظاهری پیامبر آخرالزمان و وصی بلافصل او سخن می گفت، دست های هنرمند نقاشان به کار می افتاد و چهره های الهی کلمات مقدس را که سر منشا تمام نعمت ها و برکات دنیا هستند به تصویر می کشیدند. این تصاویر آنقدر زیاد شده بود که کل قوم بنی اسرائیل، کلمات مقدس را چونان چهره ی فرزندان خود می شناختند. و این روند کاری بنی اسراییل بود، سفر می کردند و هر چند روز یک جا اقامت می نمودند و تعلیم می دیدند و تقریبا کودک و بزرگ و مرد و زن هر کسی در کاری متبحر شده بودند تا اینکه کم کم این قوم به نزدیکی کوه طورو سینا و وادی شرقی طور رسید، همانجا که موسی یک بار با خداوند گفتگو کرده بود. تعریف این کوه و تقدسش را بارها و بارها از زبان موسی شنیده بودند و حالا نزدیک این وادی مقدس بودند که موسی حالش دگرگون شد و جبرئیل بر او نازل شد و خبر آمد خبری در راه است... ادامه دارد...
#داستان_واقعی #روایت_انسان #قسمت_چهارصد_چهل_شش🎬:

حالا قوم مستضعف موسی مجهز به دانش و تجهیزات و اطلاعاتی شده بود که می توانست تمدنی نو در عالم بر پا کند.
تقریبا حدود سه ماه طول کشید که آن ها از دریا به دامنه کوه مقدس طور برسند همان کوهی که یک بار موسی در دامنه آن با خدا صحبت کرده بود و رسالتش را گرفته بود و گویی این بار هم می بایست واقعه ای مقدس در این جا شکل بگیرد، واقعه ای که می رفت امتحانی باشد برای قوم موسی و مجدد تاریخ تکرار شده بود و موسی این بار نه با خانواده که با ششصد هزار نفر از قومش در کنار کوه طور اردو زده بودند.
گویی در اینجا اتفاق مهمی قرار بود بیافتد و فرشته ی وحی بر موسی نازل شد و دستور خدا را ابلاغ نمود خداوند دستوری برای ساخت خیمه میعاد یا مسجد سیار داده بود و از موسی خواسته بود در کنار همین کوه مسجدی سیار که در کتاب مقدس در مورد این خیمه نام «عریش موسی» آمده است بنا کند.دستور العملی را خدا برای ساختن خیمه میعاد یا «مَقدَس صحرایی» برای حضور الهی خداوند، به موسی داد. خیمه ای که میتوانستند با خودشان حمل کنند و هر کجا که می خواستند علم کنند.
موسی گفت که یکی از افراد بنی اسراییل را به عنوان سرآمد صنعت گران انتخاب کنند تا از قدرت علمی خود برای ساختن آن پرده ها استفاده کنند و به آن ها مهارت و قدرت داد تا نه تنها خیمه میعاد بسازند، بلکه هنر و مهارتشان را به دیگران نیز آموزش دهند. در تورات در مورد کیفیت ساختن آن به تفصیل توضیح میدهد.
و علاوه بر دستور ساخت این خیمه میعاد،خداوند به موسی وعده داد که تورات قرار است از آسمان نازل شود.و این واقعه ای بس مهم بود، موسی قرار بود کتاب آسمانی داشته باشد و این کتاب قرار بود دقیقا در همان جایی که موسی یک بار با خداوند بدون واسطه سخن گفته بود، بر او نازل شود.
تورات وحی پروردگار بود گویی بنی اسرائیل این آمادگی را پیدا کرده بود که کتابچه ای حاوی دستورالعمل های مختلف و شریعت و قوانین، برایشان نازل شود. یعنی سطحی از پیچیدگی و قدرت تمدنی را پیدا کرده بود که شایسته داشتن کتاب آسمانی بود.
کتاب آسمانی که بسیاری از جزئیات و کلیات را در خودش داشت، از احکام غذا خوردن و اخلاق و عبادات گرفته تا آینده پژوهی و... و این خیلی اتفاق مهمی بود، همانطور که الان قران کتاب زندگی ست و مجموع تمام علوم در آن جاریست و منتها مبین ندارد و مبین آن امام معصوم است، تورات نیز این ویژگی را داشت و با این تفاوت که مبین آن، موسی نبی همراه تورات بود.خداوند امر کرده بود که قوم بنی اسرائیل باید مدت سی روز در این مکان می ماندند تا موسی همراه بزرگان و نخبگانی از قوم که انتخاب کرده بود، بروند و از خداوند تورات را بگیرند. موسی گویی آماده بود که قوم یک مرحله ارتقا پیدا کند و آموزشهای نو و جدیدی را دریافت کنند، مثل این بود که قرار است قوم موسی از مرحله ی دروس ابتدایی وارد مراحل پیشرفته تری شوند.
قوم بنی اسرائیل می بایست در این مدت سی روز وحدت اجتماعی خود را حفظ می کرد. عامل وحدت بخش و عاملی که به جامعه حیات و روح میداد امام بود، اصلا امام مدار آرامش زمین و مردم زمین است که حول او مردم متحد و آرامند و حالا در غیاب موسی، هارون از جانب خدا به جانشینی موسی منصوب شده بود.
مردم با او بیعت کردند و او را به عنوان سر دسته تمدن قرار دادند، انگار واقعه ی غدیر خمی دیگر در جوار کوه طور برپا شده بود و به جای محمد، این موسی بود که دست جانشینش را بالا برد و برای هارون بیعت ستاند.
قرار بود موسی در بالای کوه طور، تورات را تحویل بگیرد و بزرگان و نخبگانی هم که همراه موسی می رفتند هم تصدیق کنند که صدای خدا را شنیدند و تورات کتابی از سوی خداوند است و بعد نزد مردم بیایند و هر انچه را دیدند شرح دهند.
تاریخ بنی اسرائیل به نقطه ی عطفش نزدیک میشد، نقطه ای که ابتلاء و آزمایش خداوند برای این قوم در آن بود که اگر از آزمایش سربلند بیرون می آمدند به اوج می رسیدند و اگر....

ادامه دارد
undefined۱

۱۲۳

۱۷:۱۷