﷽
خون دلی که لعل شد
فصل هفتم | حماسه اشک
قسمت شصتودوم | پسرم! به تو افتخار میکنم
در روزهایی که فشار و سختیِ مبارزه، سایه سنگینش را بر زندگی انداخته بود، بازگشت به خانه برای من فقط بازگشت به یک مکان نبود؛
بازگشت به آغوش خانواده و دیدن چهرههایی بود که نگرانم بودند.
اما واکنش مادرم چیزی فراتر از نگرانی بود.
نخستین حرفی که مادرم به من زد، این بود:
«من به پسری مانند تو افتخار میکنم که چنین کاری را در راه خدا انجام میدهد.»
همین یک جمله، خستگی و سنگینی آن روزها را از دلم برداشت.
گاهی یک جمله از زبان مادر،
میتواند سالها در جان انسان بماند
و در سختترین لحظهها، دوباره به او توان ایستادن بدهد.
ادامه دارد...
فردا: قسمت شصتوسوم | فعالیتهای تشکیلاتی
#خون_دلی_که_لعل_شد #فصل_هفتم #قسمت_شصتودوم
┅═✧❁ستون آزاد
️کانالی متفاوت❁✧═┅
در روزهایی که فشار و سختیِ مبارزه، سایه سنگینش را بر زندگی انداخته بود، بازگشت به خانه برای من فقط بازگشت به یک مکان نبود؛
بازگشت به آغوش خانواده و دیدن چهرههایی بود که نگرانم بودند.
اما واکنش مادرم چیزی فراتر از نگرانی بود.
نخستین حرفی که مادرم به من زد، این بود:
«من به پسری مانند تو افتخار میکنم که چنین کاری را در راه خدا انجام میدهد.»
همین یک جمله، خستگی و سنگینی آن روزها را از دلم برداشت.
گاهی یک جمله از زبان مادر،
میتواند سالها در جان انسان بماند
و در سختترین لحظهها، دوباره به او توان ایستادن بدهد.
فردا: قسمت شصتوسوم | فعالیتهای تشکیلاتی
#خون_دلی_که_لعل_شد #فصل_هفتم #قسمت_شصتودوم
┅═✧❁ستون آزاد
۸۵۲
۱۴:۰۷