﷽
خون دلی که لعل شد
فصل چهارم | شراره نخستین
قسمت چهلوششم | نخستین اقدام سیاسی
شوقی که از دیدار نواب در دل ما افتاده بود، دیگر نمیتوانست فقط در حد حرف و احساس باقی بماند.
منتظر فرصتی بودیم تا این شور و انگیزه را در عمل نشان دهیم.
آن فرصت در محرم سال ۱۳۳۴ پیش آمد.
استاندار خراسان دستور داده بود سینماهای مشهد فقط از اول تا دوازدهم محرم تعطیل باشند؛
در حالی که پیش از آن، معمولاً به احترام عاشورا و اربعین، در ماههای محرم و صفر تعطیل میشدند.
برای ما، همین تصمیم کافی بود.
با چند نفر از دوستان جمع شدیم.
تصمیم گرفتیم مخالفت خود را اعلام کنیم.
بیانیهای نوشتیم و در آن، علما و مردم را به انجام وظیفه امر به معروف و نهی از منکر فراخواندیم و درباره پیامدهای سکوت در برابر منکرات هشدار دادیم.
اما یک مشکل داشتیم:
دستگاه چاپ در اختیارمان نبود.
پس دست به کار شدیم...
هر نسخه را با دست مینوشتیم.
چهار صفحه بود و نوشتن هر نسخه نزدیک به دو ساعت زمان میبرد.
با این حال، خستگی معنا نداشت.
هر نسخهای که نوشته میشد، انگار قدمی بود از دنیای حرفها به دنیای عمل.
سالها بعد، هنوز یکی از همان نسخههای دستنویس را نزد خود داشتم.
این، به تعبیر خودم، نخستین گام عملی من در عرصه فعالیت سیاسی بود؛
گامی کوچک، اما برای آن روزهای جوانی، سرشار از تجربه...
ادامه دارد...
فردا: قسمت چهلوهفتم | اندیشه ایجاد دگرگونی
#خون_دلی_که_لعل_شد #فصل_چهارم #قسمت_چهلوششم
┅═✧❁ستون آزاد
️کانالی متفاوت❁✧═┅
شوقی که از دیدار نواب در دل ما افتاده بود، دیگر نمیتوانست فقط در حد حرف و احساس باقی بماند.
منتظر فرصتی بودیم تا این شور و انگیزه را در عمل نشان دهیم.
آن فرصت در محرم سال ۱۳۳۴ پیش آمد.
استاندار خراسان دستور داده بود سینماهای مشهد فقط از اول تا دوازدهم محرم تعطیل باشند؛
در حالی که پیش از آن، معمولاً به احترام عاشورا و اربعین، در ماههای محرم و صفر تعطیل میشدند.
برای ما، همین تصمیم کافی بود.
با چند نفر از دوستان جمع شدیم.
تصمیم گرفتیم مخالفت خود را اعلام کنیم.
بیانیهای نوشتیم و در آن، علما و مردم را به انجام وظیفه امر به معروف و نهی از منکر فراخواندیم و درباره پیامدهای سکوت در برابر منکرات هشدار دادیم.
اما یک مشکل داشتیم:
دستگاه چاپ در اختیارمان نبود.
پس دست به کار شدیم...
هر نسخه را با دست مینوشتیم.
چهار صفحه بود و نوشتن هر نسخه نزدیک به دو ساعت زمان میبرد.
با این حال، خستگی معنا نداشت.
هر نسخهای که نوشته میشد، انگار قدمی بود از دنیای حرفها به دنیای عمل.
سالها بعد، هنوز یکی از همان نسخههای دستنویس را نزد خود داشتم.
این، به تعبیر خودم، نخستین گام عملی من در عرصه فعالیت سیاسی بود؛
گامی کوچک، اما برای آن روزهای جوانی، سرشار از تجربه...
فردا: قسمت چهلوهفتم | اندیشه ایجاد دگرگونی
#خون_دلی_که_لعل_شد #فصل_چهارم #قسمت_چهلوششم
┅═✧❁ستون آزاد
۱.۴K
۱۵:۱۸