طعم کده
#داستان_واقعی #روایت_انسان #قسمت_چهارصد_شصت_هفت
: مردم با حکم خدا و به اشاره موسی دسته دسته جلو می آمدند و از آن آب خوردند و کناری ایستادند. بعد از اینکه همه از آب خوردند موسی نگاهی معنا دار به جمع کرد و در این لحظه مردم متوجه شدند عده ای از مردم بینی و دهانشان سیاه شده، همه آنها را به یکدیگر نشان میدادند و عجیب اینکه تعداد این افراد هفتاد هزار نفر بود در این زمان از جانب خداوند ندا رسید: ای موسی! همانا کسانی که بینی و دهانشان سیاه شده همان مرتدین قوم بنی اسرائیل هستند. همه ی مردم خود را از گروه مرتدین کنار کشیدند و حالا مرتدین یک جا جمع شده بودند. موسی نگاهی به آنان کرد و گفت: شما شرم نکردید خدای یکتا را که اینهمه نعمت به شما داد و با معجزات بیشمارش به شما لطف کرد و شما را بر فرعونیان برتری داد و از چنگ فرعونیان نجات داد و از نیل گذراند، کافر شدید و گوساله ای را که می دانستید ساخت دست سامری ست پرستیدید؟! در این هنگام چند نفر به نمایندگی از همه ی مرتدین جلو آمدند و گفتند: ای موسی! این خطای ما را ببخش و واسطه بشو تا خداوند از گناه ما درگذرد که ما بسیار پشیمان و شرمنده ایم... موسی آهی کشید و فرمود: همانا خداوند بخشنده و مهربان است،اگر شما واقعا پشیمان شده باشید و توبه کنید خداوند از گناه شما می گذرد همانا او توبه پذیر است، اما عقوبت دنیایی این گناهتان را باید ببینید. یکی از مرتدین لبخندی زد و گفت: ما خداوند بزرگ و توبه پذیر را شکر می کنیم حال بگو که عقوبت دنیایی ما چیست؟! باید همانند سامری تبعید شویم و زندگی حقیرانه ای در تنهایی داشته باشیم؟! موسی سری تکان داد و گفت: نه! شما به خاطر انکار خدا و ارتدادتان مستحق مرگید، ان شاالله خداوند در آن سرا شما را می بخشد و به خاطر توبه تان از دوزخ دورتان خواهد داشت. همه جا را سکوت فرا گرفته بود، گویا که جمع مرتدین راضی به این مرگ بودند، چرا که کاری از دستشان ساخته نبود. در این هنگام موسی رو به گروه ساکتین کرد و فرمود: خداوند مقدر کرده هم اینک گروه مرتدین به دست شمایی که در زمان فتنه ی سامری ساکت بودید از بین بروند و کشته شوند. در این هنگام...
#داستان_واقعی #روایت_انسان #قسمت_چهارصد_شصت_هشت🎬:
زمانی که موسی به گروه ساکتین چنین گفت همهمه ای در کل دشت سینا پیچید، هر کس حرفی میزد و زمزمه ی اعتراض ها بلند شد.موسی بر فراز تپه ای رفت و صدایش را بلند نمود و فرمود: چه شده؟! شما را چه می شود؟! آیا باز هم می خواهید با حکم خدا به جدال برخیزید؟؛ همانا این دستور خداست که گروه مرتدین به دست شما ساکتین کشته شوند.
در این لحظه پیرمردی جلو آمد و گفت: یا موسی! اگر مرتدین را به خاطر ارتدادشان حکم کشتن دادید و این عذابی دنیایست برای آنها، چرا حکم عذابی بدتر به ما می دهید؟! ما که نه سامری را تایید کردیم و نه گوساله ی طلایی را پرستیدم، پس چرا باید با کشتن برادر و پدر و خویشان خودکه مرتد شدند ما را عذاب دهید؟! همانا عذاب ما بدتر است، چرا که مرتدین می میرند اما ما زنده می مانیم و صحنه ی کشته شدن عزیزانمان به دست خودمان همیشه در پیش چشم ماست و آینه ی دقمان خواهد بود.
در این هنگام موسی سری تکان داد و گفت: درست است شما گوساله طلایی را نپرستیدید اما در مقابل عمل شیطانی مرتدین ساکت ماندید نه آنها را از عمل بدشان نهی کردید و نه به گروه مومنان پیوستید تا با تکیه بر شما جلوی فساد را بگیرند، یعنی امر به معروف و نهی از منکر را کنار گذاشتید و این هم مستوجب عقوبتی سخت است و شما هم باید تنبیه شوید و خداوند اراده کرده که به دست شما مرتدین کشته شوند، فقط تنها کاری که می توانید بکنید این است که بزرگان و عزیزان درگاه خدا را واسطه قرار دهید تا این کار را برای شما سهل کنند.
در این هنگام گروه ساکتین دست به دعا برداشتند و خدا را به حق محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین و اولادشان قسم دادند تا خدا این امر خطیر را بر آنها آسان کند و سپس شمشیر به دست گرفتند و پیش رفتند.موسی فرمان حمله را صادر کرد، مرتدین یک جا جمع شده بودند، گروهی از ساکتین پیش رفتند و تعدادی از مرتدین را کشتند و همانا دعایشان مستجاب شده بود و کشتن نزدیکان مرتدشان برای ساکتین آسان شد.دسته ی دوم ساکتین به پیش می رفتند تا گروهی دیگر از مرتدین را بکشند که ناگهان جوانی از بین مرتدین بیرون آمد و فریاد زد...
ادامه دارد...#طاهره_سادات_حسینی
زمانی که موسی به گروه ساکتین چنین گفت همهمه ای در کل دشت سینا پیچید، هر کس حرفی میزد و زمزمه ی اعتراض ها بلند شد.موسی بر فراز تپه ای رفت و صدایش را بلند نمود و فرمود: چه شده؟! شما را چه می شود؟! آیا باز هم می خواهید با حکم خدا به جدال برخیزید؟؛ همانا این دستور خداست که گروه مرتدین به دست شما ساکتین کشته شوند.
در این لحظه پیرمردی جلو آمد و گفت: یا موسی! اگر مرتدین را به خاطر ارتدادشان حکم کشتن دادید و این عذابی دنیایست برای آنها، چرا حکم عذابی بدتر به ما می دهید؟! ما که نه سامری را تایید کردیم و نه گوساله ی طلایی را پرستیدم، پس چرا باید با کشتن برادر و پدر و خویشان خودکه مرتد شدند ما را عذاب دهید؟! همانا عذاب ما بدتر است، چرا که مرتدین می میرند اما ما زنده می مانیم و صحنه ی کشته شدن عزیزانمان به دست خودمان همیشه در پیش چشم ماست و آینه ی دقمان خواهد بود.
در این هنگام موسی سری تکان داد و گفت: درست است شما گوساله طلایی را نپرستیدید اما در مقابل عمل شیطانی مرتدین ساکت ماندید نه آنها را از عمل بدشان نهی کردید و نه به گروه مومنان پیوستید تا با تکیه بر شما جلوی فساد را بگیرند، یعنی امر به معروف و نهی از منکر را کنار گذاشتید و این هم مستوجب عقوبتی سخت است و شما هم باید تنبیه شوید و خداوند اراده کرده که به دست شما مرتدین کشته شوند، فقط تنها کاری که می توانید بکنید این است که بزرگان و عزیزان درگاه خدا را واسطه قرار دهید تا این کار را برای شما سهل کنند.
در این هنگام گروه ساکتین دست به دعا برداشتند و خدا را به حق محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین و اولادشان قسم دادند تا خدا این امر خطیر را بر آنها آسان کند و سپس شمشیر به دست گرفتند و پیش رفتند.موسی فرمان حمله را صادر کرد، مرتدین یک جا جمع شده بودند، گروهی از ساکتین پیش رفتند و تعدادی از مرتدین را کشتند و همانا دعایشان مستجاب شده بود و کشتن نزدیکان مرتدشان برای ساکتین آسان شد.دسته ی دوم ساکتین به پیش می رفتند تا گروهی دیگر از مرتدین را بکشند که ناگهان جوانی از بین مرتدین بیرون آمد و فریاد زد...
ادامه دارد...#طاهره_سادات_حسینی
۱۴۶
۱۷:۱۰