عکس پروفایل طعم کدهط
۵.۲ هزار عضو

طعم کده

در حوالی ماundefined‍undefined طعم و مزه متفاوت بچشید undefinedیاد بگیرید و لذت ببریدundefinedundefined🫰
کپی ممنوع undefined
طعم کده
#داستان_واقعی #روایت_انسان #قسمت_چهارصد_شصت_ششundefined: گوساله به سخن درآمد و با کلامی آشکار که همه بشنوند گفت: همانا پروردگار من منزه تر ا ز آن است که گوساله یا درختی به آ ن احاطه نماید یا در مکانی باشد، بدانید و آگاه باشید اصلا این اتفاق نیافتاده بود که خدا در من حلول کند، اما سامری دم مرا به دیواری متصل کرده بود و از جانب دیگر دیوار در زمین سوراخی کنده بود و یکی از یاران خودش را آنجا گذاشته بود که از دهان خود در بُر میدمید و با مردم سخن میگفت. اجنه بود را در آن پنهان کرده بود. ای موسی بنی اسرائیل با عبادت من خوار شدند زیرا در صلوات فرستادن بر محمد و آل محمد سستی کردند دوستی با ایشان را انکار کردند و به پیامبر آخرالزمان و وصی برحقش اعتقاد پیدا نکردند و این تقصیر و گناه آنها باعث شد تا توفیق پرستش خدا از آنها سلب شود و مرا بپرستند. به این ترتیب گوساله هم فرآیند تفصیلی ساخت خودش را توضیح داد و هم علت معنوی درون بنی اسرائیل که موجب این اتفاق شده بود را به آنها تذکر داد. در این هنگام موسی گوساله را ریزریز کرد، سوزاند و آب نمود و هر آنچه از آن مانده بود، را در آب ریخت و این اراده خداوند بود که این بت باید در معرض همه عموم و سامری از بین میرفت و ذره ذره و تحقیر میشد تا همه بدانند که خداوندی جر خدای یکتا وجود ندارد و این خدا در هیچ جسمی تجسم نمی یابد. اکنون موسی، تکلیف هارون و سامری و گوساله ی طلایی را مشخص کرده بود و حالا نوبت مرتدین بود. موسی بر فراز تپه ای رفت و فریاد برآورد، ای قوم بنی اسرائیل اینک یک فرصت به شما می دهم، هر آنچه از شما که فریب سامری را خوردید و خدا را تکفیر نمودید و مرتد شدید و به گوساله پرستی روی آوردید، خودتان نزد من بیایید و اعتراف کنید به ارتدادتان... همهمه ای در بین قوم افتاد و هر کسی چیزی می گفت و در آخر هیچ کس حاضر نشد که خود را معرفی کند و باز موسی از آنها خواست تا خود پا پیش بنهند. اما هیچ کس گوساله پرستی را گردن نمی گرفت و همه با هم فریاد می زدند ما به یهو، خدای یکتا ایمان داشتیم، انگار نه انگار که تا ساعتی قبل هفتاد هزار نفر از این قوم به دور گوساله می چرخیدند و با اعمال شیطانی شان او را عبادت می کردند. اما موسی مأمور بود تا مرتدین را شناسایی کند و آنها را به سزای اعمالشان برساند ولی کار سخت شده بود، هیچ کس قبول نمی کرد که مرتد شده، در این هنگام فرشته ی وحی بر موسی فرود آمد و فرمان پروردگار را به او ابلاغ کرد: ای موسی! به قومت بگو تا همه ی آنها از آبی که باقیمانده ی گوساله را در آن ریختی بخورند که در این حکم سرّی نهفته است موسی رو به مردم کرد و گفت: همه ی شما موظفید جرعه ای از این آب بخورید... ادامه دارد...
#داستان_واقعی #روایت_انسان #قسمت_چهارصد_شصت_هفت🎬:
مردم با حکم خدا و به اشاره موسی دسته دسته جلو می آمدند و از آن آب خوردند و کناری ایستادند.بعد از اینکه همه از آب خوردند موسی نگاهی معنا دار به جمع کرد و در این لحظه مردم متوجه شدند عده ای از مردم بینی و دهانشان سیاه شده، همه آنها را به یکدیگر نشان میدادند و عجیب اینکه تعداد این افراد هفتاد هزار نفر بوددر این زمان از جانب خداوند ندا رسید: ای موسی! همانا کسانی که بینی و دهانشان سیاه شده همان مرتدین قوم بنی اسرائیل هستند.
همه ی مردم خود را از گروه مرتدین کنار کشیدند و حالا مرتدین یک جا جمع شده بودند.موسی نگاهی به آنان کرد و گفت: شما شرم نکردید خدای یکتا را که اینهمه نعمت به شما داد و با معجزات بیشمارش به شما لطف کرد و شما را بر فرعونیان برتری داد و از چنگ فرعونیان نجات داد و از نیل گذراند، کافر شدید و گوساله ای را که می دانستید ساخت دست سامری ست پرستیدید؟!
در این هنگام چند نفر به نمایندگی از همه ی مرتدین جلو آمدند و گفتند: ای موسی! این خطای ما را ببخش و واسطه بشو تا خداوند از گناه ما درگذرد که ما بسیار پشیمان و شرمنده ایم...
موسی آهی کشید و فرمود: همانا خداوند بخشنده و مهربان است،اگر شما واقعا پشیمان شده باشید و توبه کنید خداوند از گناه شما می گذرد همانا او توبه پذیر است، اما عقوبت دنیایی این گناهتان را باید ببینید.
یکی از مرتدین لبخندی زد و گفت: ما خداوند بزرگ و توبه پذیر را شکر می کنیم حال بگو که عقوبت دنیایی ما چیست؟! باید همانند سامری تبعید شویم و زندگی حقیرانه ای در تنهایی داشته باشیم؟!موسی سری تکان داد و گفت: نه! شما به خاطر انکار خدا و ارتدادتان مستحق مرگید، ان شاالله خداوند در آن سرا شما را می بخشد و به خاطر توبه تان از دوزخ دورتان خواهد داشت.
همه جا را سکوت فرا گرفته بود، گویا که جمع مرتدین راضی به این مرگ بودند، چرا که کاری از دستشان ساخته نبود.در این هنگام موسی رو به گروه ساکتین کرد و فرمود: خداوند مقدر کرده هم اینک گروه مرتدین به دست شمایی که در زمان فتنه ی سامری ساکت بودید از بین بروند و کشته شوند.
در این هنگام...

۱۳۳

۱۷:۱۴