عکس پروفایل طعم کدهط
۵.۳ هزار عضو

طعم کده

در حوالی ماundefined‍undefined طعم و مزه متفاوت بچشید undefinedیاد بگیرید و لذت ببریدundefinedundefined🫰
کپی ممنوع undefined
طعم کده
#داستان_واقعی #روایت_انسان #قسمت_سیصد_هفتادundefined: حالا خواهر و برادر دست به کار شدند، موسی کلاس های مخفی و شبانه برای جوانان بنی اسرائیل می گذاشت تا آنهمه خفت و بردگی که سالها فرعونیان بر جوانان وارد کردند و شخصیت و هویتشان را از آنها ربود به آنها باز گرداند و او توانست جوان های نخبه بنی اسرائیل را با خود همراه کند و از آن میان می توان به هارون که برادرش و قارون که پسر عموی موسی بود اشاره کرد. میریام خواهر کوچک موسی نیز تحت نظارت موسی فعالیتش را شروع کرده بود،میریام هم جلسات مخفی با زنان بنی اسرائیل گذاشت، زنانی که سالها تحت بردگی فرعونیان بودند و خیلی از آنها دامن عفتشان لکه دار شده بود و بعضا چندین فرزند نامشروع داشتند، فرزندانی که پدرشان از ملاء مصر بودند. کار میریام خیلی سخت بود اخر می بایست هویت به زنانی بدهد که تنها هنرشان خودآرایی و رفتن به خانه ی اشراف بود، آنها با هم در رقابت بودند و وقتی به خانه ی ثروتمندان مصر می رفتند تمام توانشان را می گذاشتند تا به نحو بهتری دلبری کنند تا در میدان گناه و فحشاء گوی سبقت را از دیگری بریایند. حالا میریام از قول موسی سخن ها می گفت: ای زنان بنی اسراییل! موسی گفته که شما بنی بشرید و اشرف مخلوقات هستید و شمادر رتبه و مقام از مردان دست کمی ندارید،چرا که مردان بزرگ از دامن پاک زنان بزرگ پا می گیرند، ای زنان بنی اسرائیل! شما می توانید کاری کنید کارستان و چشم همه ی جهان را به خود خیره کنید، شما تقوا پیشه کنید و در تربیت صحیح فرزندانتان بکوشید و همانا رضایت خدا در این است و بهشت برین وعده گاه بانوان پاک و با تقواست. میریام سخنانی از قول موسی می گفت و زنان ان را از قول یهو و خدا می دانستند چرا که موسی پیامبر خدا بود. میریام با برنامه و دقیق پیش می رفت و آنچنان زنان را سر ذوق آورده بود که زنان همراه مردان برای دین و رضای خدا کار می کردند. حالا اینها کمی از حالت بردگی خارج شده بودند و در قبال کاری که در دربار فرعون و ثروتمندان می کردند پول دریافت می نمودند،پس منبع مالی به دستشان آمده بود و حالا نوبت مرحله ی دوم کار بود. پس موسی در جلسه ای مخفیانه به مردان بنی اسراییل فرمود: شما چرا به خود بها نمی دهید؟! چرا راضی میشوید که زندگیتان را در چادر به سر ببرید در صورتی که می توانید برای خود خانه ای بنا کنید؟! در این هنگام قارون از میان برخواست و همانطور که پوزخندی میزد گفت: مگر اینها بلدند خانه بسازند؟! اینها هنر خانه سازی را ندارند،قوم بنی اسراییل فقط بردگی را می شناسد! موسی نفسش را آرام بیرون داد و‌گفت: پس باید با سیاست عمل کرد، همه ی شما به مصر می روید و کار می کنید،از این به بعد چشم و گوش بسته کار نکنید و با دقت بیشتری همه چیز را زیر نظر بگیرید، طریقه ی ساخت ملات و چینش سنگ ها و ساخت خانه ها را از مصریان یاد بگیرید، یعنی در کارهایشان دقت کنید تا بدانید چگونه خانه می سازند، آخر یکی از هنرهای مصریان، بنای ساختمان های شکیل و محکم است، اصلا هر کدام از شما را که در هر کاری می گمارند تا برایشان کارگری کنید، همه چیز را زیر نظر بگیرید تا سر از تمام اسرار و رموز مصریان درآورید تا بتوانیم روی پای خود بایستیم. و این شد یک مأموریت مخفی و اما شیرین برای جوانان... ادامه دارد... #طاهره_سادات_حسینی
#داستان_واقعی #روایت_انسان #قسمت_سیصد_هفتاد_یک🎬:

حالا جوانان بنی اسرائیل با شوق و ذوق بیشتری سر کار می رفتند، آنها نمیرفتند که بردگی کنند، بلکه زندگیشان هدف پیدا کرده بود و می رفتند که بیاموزند و سپس این آموخته ها را برای ادامه ی زندگی شرافتمندانه ی خود به کار گیرند و این یک روش در بنی اسرائیل شد که اگر الان هم نگاه کنیم می بینیم که ته مانده های بنی اسراییل در همه جای جهان سرک می کشند و راه و روش خوب و سالم زندگی کردن را یاد می گیرند، هنر دیگر ملت ها را از آنها فرا می گیرند و خوب ها را گلچین می کنند و به فرزندان خود یاد می دهند منتها در بین جوامع بشری چیزهای بد که برای بنی بشر زیان اور است را رواج میدهند تا خوب و سالم زندگی کردن تحت سیطره ی خودشان باشد و نسل خودشان زیاد و بقیه ی بنی بشر کم کم و تدریجی از صحنه ی روزگار محو شوند.
جوانان بنی اسرائیل که تا به حال کسی به آنان اهمیت نداده بود و برایشان ارزشی قائل نبود، اینک با رهبری موسی، کم کم صاحب هویت و اراده شده بودند و به هر طریق ممکن سر از کار و هنر مصریان در آوردند و استعداد نهفته ی خود را به کار گرفتند و خیلی زود نخبگانی از بین همین برده ها علم شد.اما یک شب که همه ی مومنین چه زن وچه مرد، دور موسی را گرفته بودند، همه از وضع موجود شکایت کردند و گفتند که ظلم فرعونیان از زمان های بسیار قبل برای بنی اسرائیل بوده و علنا ظلم می کردند اما اینک چون از موسی میترسند، همان ظلم را می کنند و شاید به مراتب دشمنی و ظلمشان بیشتر شده باشد اما این ظلم پنهانی و زیر پوستی شده تا بهانه ای دست موسی ندهند و بار دیگر موسی اژدهایی دیگر علم نکند.
در این هنگام موسی از جا برخاست، جلوی جمعیت ایستاد و با صدای بلند فرمود: ای مومنین بالله و ای قوم بنی اسرائیل! با دقت گوش کنید که حرفهای امروز من باید سرلوحه ی تمام کارهای بنی اسراییل از الان تا آخرالزمان باشد، می خواهم رمزی از رموز الهی به شما یاد دهم که همیشه ی زمان به کمک و امداد شما خواهد آمد، در هر زمانی که سختی و فشار بر شما فزونی گرفت و نتوانستید تحمل کنید دست توسل به دامان محمد و آل محمد بزنید که رهایی شما در این است و همانا زبانی که مدح محمد و آلش را می کند، لال از دنیا نخواهد رفت و از حق خود دفاع خواهد نمود و کسی که این بزرگواران را در درگاه خداوند واسطه قرار دهد، دست خالی برنمی گردد،چرا که محمد چکیده ی تمام پیامبران است ودامادو فرزندان او بزرگان تمام بنی بشرند و عزیز درگاه خداوند هستند و خداوند به حرمت این عزیزانش به شما یاری خواهد رساند.در این هنگام یک نفر از میان جمع بلند شد و گفت: ای نبی خدا! این محمد که می گویی کیست؟!موسی که قلبش مالامال محبت محمد بود لبخند زیبایی زد و فرمود: همانا او خاتم پیامبران است و در آخر الزمان به پیامبری میرسد، همانا او ست که نامش بر عرش خداوند می درخشد و با صدای بلند فریاد زد: یا حمید بحق محمد، یاعالی بحق علی، یا فاطر السماوات والارض بحق فاطمه، یا محسن بحق حسن و یا قدیم الاحسان بحق حسین علیه السلام» و جمعیت بعد از او این عبارات را تکرار می کردند.جمعیت با شنیدن این سخنان به هیجان آمده بود که موسی بار دیگر با صدای بلند به طوریکه به همگان برسد فرمود: ای قوم بنی اسرائیل! خداوند از من خواسته که از شما عهدی بگیرم وشما تا زمانی که بر این عهد باشید رستگار خواهید بود و اگر از این عهد عدول کنید، بدانید که ابلیس بر شما مسلط شده، ای بنی اسرائیل! بدانید و آگاه باشید که شما قوم برگزیده اید، شما از میان تمام بنی بشر برگزیده شدید تا در این دنیا و ارض مقدس زندگی کنید تا به هدفی والا برسید و آن هدف این است که شما باید زمینه ی ورود پیامبر آخرالزمان را مهیا کنید، شما باید بلند گویی باشید برای شناساندن محمد و آل محمد به جهانیان، شما باید خود را آماده ی خدمت و سربازی در رکاب محمد و جانشینش ایلیا کنید، همانا قوم بنی اسرائیل برگزیده نشده مگر برای یاری رساندن به قوم بنی اسماعیل و قرار است نواده ی عمویم اسماعیل در این جهان ظهور کند و دنیا را از عدل و داد پر نماید و از ظلم و بیداد پاک کند و شما باید بازوی کمکی برای این منجی آخرالزمان باشید، هم اینک با من عهد نمایید و باید بر سر عهدتان بمانید.
در این هنگام تمام مومنین که از شوق و محبت این پیامبر آخرالزمان لبریز شده بودند، جلو آمدند و با موسی عهد بستند که شرایط ظهور را برای بنی اسماعیل و خاتم پیامبران محمد صل الله علیه واله فراهم کنند.
و چه زیبا خداوند در اینجا عظمت پنج کلمه ی مقدس را برای همه رو کرد، اینک در این زمان، بنی اسرائیل ادعا دارد قوم برگزیده است، اما انها از عهد خود عدول کردند و اینک سرباز ابلیسند و در صدد کشتن منجی دنیا هستند و بی شک حضرت موسی در اعلی علیین از داشتن چنین قوم بد عهدی محزون است
ادامه دارد...#طاهره_سادات_حسینی

۱۸۶

۱۷:۰۳